أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

239

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مرا در مكّه بينى كه امسال عزم حجّ دارم برفت و آن هر دو كار تمام كرد ، ازين جانب رسول ( ص ) فرمود تا در احياء و قبائل ندا كردند كه رسول بحجّ وداع ميرود بشتابيد و مساعدت كنيد ، خلقى بسيار جمع شدند رسول ( ص ) بيست و پنجم ذو القعده بيرون آمد امير المؤمنين على عليه السّلام را اعلام نكرده بود كه چه نوع حجّ خواهد بود و هدى با خود براند و بذو الحليفه آمد و احرام فراگرفت و لبّيك بزد و از آنجا بكراع الغميم « 1 » آمد ، مردمان بعضى پياده بودند و بعضى سوار ، پيادگان برنجيدند با پيغمبر ( ص ) شكايت كردند گفت : چهارپاى ندارم تا شما را سوار گردانم ميانها سخت در بندند و رمل بنسل « 2 » آميخته گردانيد تا آسوده شويد ، همچنان كردند و بياسودند ، امير المؤمنين از راه يمن روى بمكّه نهاد رسول از راه مدينه ، چون بنزديك مكّه رسيد على نيز از راه يمن نزديك رسيد يكى را بلشكر خليفه كرد و او از پيش بيامد و رسول را بديد و از آنچه كرده بود وى را خبر كرد رسول شاد شد و گفت : اى على احرام بچه نيّت كرده‌اى ؟ - گفت : يا رسول اللّه مرا نگفتى چه نوع حجّ خواهم كردن نيّت در نيّت تو بسته‌ام و گفته‌ام : الّلهم إهلالا كاهلال نبيّك ، گفت : اى على هدى راندهء ؟ - گفت : بلى سى و چهار اشتر ، رسول ( ص ) گفت : اللّه أكبر و من شصت و شش رانده‌ام تو شريك منى در حجّ و مناسك من ، همچنين بر احرام با نزديك لشكر شو و با ايشان بمكّه آى كه مكّه موعدست ان شاء اللّه ، امير المؤمنين على با نزديك لشكر آمد ايشان را بديد تنگها بر گشاده و حلّه‌ها در پوشيده كه از ترسايان اهل نجران

--> ( 1 ) - در قاموس گفته ( در باب عين مهمله ) : « و كراع الغميم موضع على ثلاثة اميال من عسفان » و در فصل غين معجمه گفته : « و كراع الغميم كامير واد بين الرمين على مرحلتين من مكة و ضم غينه و هم و انما الغميم كزبير واد بديار حنظلة » و در تاج العروس در شرح عبارت اول قاموس گفته : « و الغميم واد اضيف اليه الكراع كما فى العباب » و كراع بضم عين بر وزن « غراب » مىباشد . ( 2 ) - در منتهى الارب گفته : « رمل فلان رملا و رملانا محركتين و مرملا بشتافت و پويه دويد و جنبانيد هر دو دوش را » و گفته : « نسل الماشى نسلا بالفتح و التحريك و نسلانا محركة شتاب رفت و كذا نسل الذئب و قال اللّه تعالى : إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ » و در تفسير ابو الفتوح گفته : « اين دو نوع رفتن باشد » .