أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
234
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
طواف كرد و اركان حجّ بگزارد و آن ذو القعده بود كه بيرون آمد سنهء سبع و آن سال كه او را منع كردند هم ذو القعده بود سنهء ستّ از هجرت خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اين ماه حرام كه در مكّه رفتيد ، ببدل آن ماه حرام است كه شما را منع كردند و حرمتها را قصاص است يعنى حرمت ماه و حرمت حرم و حرمت احرام ، اگر حرمت ماه و حرم و احرام ندارند و با شما قتال كنند شما نيز در مساوات آن و مقابلهء آن كوشيد و با او آن كنيد كه او با شما كند و هر كه با شما ظلم كند ازدواج كلام را گفت : شما نيز با او ظلم كنيد ، جزاى ظلم را ظلم خواند بر سبيل مجاز ، به مثل آن ظلمى كه با شما كرده باشند با او همان كنيد و تعدّى مكنيد و از خداى بترسيد و هميشه متّقى باشيد كه خداى تعالى با متّقيان است و هر كس كه خداى با او بود هميشه منصور باشد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 195 ] وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ( 195 ) خداى تعالى در اين آيت امر كرده است جملهء مكلّفان را بانفاق مال و در عموم اين داخل است زكات و صدقه و انواع خيرات از عمارت مساجد و رباطها و معاونت فقرا و مساكين و شفقت بر يتيمان ، ميفرمايد كه مال خود را نفقه كنيد در راه خداى و خود را بدست خود در هلاكت ميندازيد يعنى بواسطهء بخيلى خود را هلاك مكنيد كه بخل هلاكت است در دين و دنيا ، هلاكت دينى بمنع زكات و حجّ و جهاد و نفقات واجبه بود و در دنيا بخيل را خود همهء جهان دشمن باشند چنان كه شاعر گفت : اللّؤم داء دوىّ يقتلون به * لا يقتلون بداء غيره ابدا از آنكه بمنع ضيافت و طعام دشمن اندوخته شود و دشمنى مؤدّى بود به هلاكت . ابو صالح از عبد الله عباس روايت كند كه او گفت كه : آيت در عام الحديبيه آمد در حقّ قومى كه رسول ( ص ) ايشان را حجّ فرمود گفتند كه : ما چيزى نداريم كه برگ خود بسازيم و كس ما را نفقه نكند خداى تعالى اين آيت فرستاد . حسن على عليهما السلام گفت كه : رسول ( ص ) گفت كه : هر كس درمى در خانهء خود نشسته در سبيل خداى خرج كند يعنى حجّ يا جهاد بهر درمى بهفتصد بنويسند و اگر بنفس خود بيرون شود و مال خرج كند بهر درمى هفتصد هزار درهم بدهند و ذلك قوله تعالى : وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ . عكرمه