أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
233
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كنند آنگه واجب شود با ايشان قتال كردن . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 193 ] وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ ( 193 ) آيت در حقّ مشركان است ميگويد كه : كارزار كنيد با ايشان تا آنگه كه در جهان فتنه و كفرى نماند بكشتن اهل شرك و كفر و فتنه يا باسلام آوردن ايشان و دين خاصّ و خالص مر خداى را باشد اگر باز استند از كفر و عناد و قتل ؛ بر ايشان هيچ عدوان و ظلم و قتل نباشد و عدوان و بيدادى نباشد الّا بر ظالمان ، و روا بود كه معنى اين آن بود كه : اگر باز استند شما هم باز استيد و اگر باز ناستند با ايشان كارزار كنيد كه عدوان يعنى قتل نباشد الّا بر ظالمان ، حق تعالى فرمود كه مشركان را ميكشيد تا آنگه كه ايمان آورند و اهل كتاب را گفت ميكشيد تا آنگه كه ايمان آورند يا جزيه قبول كنند اهل كتاب را مهلت داد و مشركان را مهلت نداد از آنكه چون اهل كتاب را كتابى است اميد آن باشد كه ايشان نظر و انديشه كنند و با كتابها رجوع كنند انصاف بدهند و ايمان آرند ؛ امّا مشركان را چون كتابى نيست در امهال ايشان وجهى نباشد ازين سبب فرمود كه : ايشان را مىكشيد تا آنگه كه ايمان آورند ، قتل ايشان را عدوان خواند از آنجا كه آن بجزاى عدوان و ظلم ايشان بود . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 194 ] الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ( 194 ) مراد ازين ماه كه درين آيت است ذو القعده است از آنكه صلى اللّه عليه و آله از حديبيه « 1 » عام الصّد ذو القعده بازگرديد و در مكّه نشد صلحى بشد ميان ايشان و قرارى كه رسول صلى اللّه عليه و آله دگر سال بازآيد و ايشان از مكّه بروند و صحابهء رسول در مكّه آيند با سلاحهاى در نيام و برهنه نكنند چون سال ديگر آمد رسول صلى اللّه عليه و آله برخاست و در مكّه رفت و
--> ( 1 ) - در قاموس گفته : « و الحديبية بالضم و فتح الدال و ياء ساكنة و باء موحدة مكسورة و ياء مفتوحة خفيفة و قيل مشددة و هاء : قيل : التثقيل خطأ و قيل : كل صواب ، اهل المدينة يثقلونها و اهل العراق يخففونها » .