أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

212

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نباشد كه بدر مرگ رسد الّا خداى تعالى عقل و سمع و بصر به او دهد در مرگ براى وصيّت و آن را مردمان راحت مرگ مىگويند . و هم او گفت كه : هر كه بميرد و وصيّت نكند فقد ختم عمله بمعصية ، بعضى مفسّران گفتند : سبب نزول اين آيت آن بود كه ايشان وصيّت كردندى در حقّ بيگانگان براى نام را و اقربا را محروم كردندى حق تعالى اين آيت فرستاد تارها كردند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 181 تا 182 ] فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 181 ) فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 182 ) پس هر كه تغيير و تبديل كند آن را يعنى وصيّت وصيّت كننده را و از آن جهت كه بدان وصيّت كرده باشد بگرداند پس از آنكه شنوده باشد و بحقيقت بدانسته بدرستى كه بزهء آن و و بال آن بر آنكسانى بود كه آن را تغيير و تبديل كنند و خداى تعالى شنوندهء اقوال مبدّلان است ميشنود و ميداند پس هر كس كه ترسد كه وصيّت كننده ميل كند و از حقّ بچسبد « 1 » در وصيّت كردن بخطاى ازو يا خود از اثم و بزهء او ترسد كه بعمدا ميل و حيف كند اگر چنين كرده باشد ميان وارثان بصلاح آرد بدانكه تغيير و تبديل كند بر وى هيچ اثمى و بزهء و حرجى نباشد براى آنكه باطل را حقّ گردانيده بود و گفته‌اند كه : معنى آنست كه اگر وصى بيند كه موصى در حال وصايت ميلى و ظلمى مىكند و وصيّت نه بجاى خود مىنهد و اضرار مىكند وارثان را برو هيچ بزهء نباشد اگر او را تنبيه كند و صلاح به او نمايد تا از ميان موصى لهم و ميان ورثه خصومت و قال و قيل نباشد ، مفسّران گفتند : در وصيّت حيف آن باشد كه به معصيت وصيّت كند . [ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ] بدرستى كه خداى آمرزنده و مهربان است ، برحمت خود دفع اثم و رفع حرج كند .

--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « چسبيدن بباى فارسى بر وزن رقصيدن بمعنى ميل كردن هم آمده است » .