أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
213
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 183 تا 184 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( 183 ) أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 184 ) ظاهر اين آيت خطاب با مؤمنان است و كافران درين آيت داخلاند بدليلى ديگر از بهر آنكه كفّار بنزديك ما مخاطباند بشرايع از بهر آنكه هر چه از لوازم تكليف و شرايط تكليف است در كفّار موجود است بايد كه ايشان هم مخاطب باشند حق سبحانه و تعالى مىگويد كه : اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد بر شما روزه نبشتهاند و شما را روزه داشتن واجب گردانيدهاند چنان كه نوشتند و واجب گردانيدند برآن كسانى كه پيش از شما بودند تا باشد كه شما متّقى شويد و پرهيزگارى كنيد از آنكه فعل طاعات لطف است ؛ بنده را بطاعت نزديك گرداند و از معصيت دور گرداند از آنكه : إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ ، نگر تا نترسيد كه تحمّل اين تكليف نتوانيد كردن ، توانيد كردن از آنكه ايّامى معدوده روزهاى شمرده است و هر چه در عدد آيد آن اندك بود حقّ جلّ و علا بندگان را ببدايت كار خطاب عامّ كرد و گفت : يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ ، اى مردمان خداى خود را پرستيد و اوّل عبادت خداى شناخت اوست ، آنان كه پاى در خطّهء اين خطاب نهادند و به اختيار بسراى ايمان آمدند بشريفترين خطاب با ايشان سخن گفت ، گفت : [ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ] اى گرويدگان و آمدگان در آئيد آمده را گويند كه درآى ناآمده را گويند كه بياى ، لا جرم چون امروز در آمدند و قدم در حجرهء تكليف نهادند فردا ايشان را خطاب كنند كه ازين تنگناى دنيا برآئيد و بسراى عقبى كه سراى فراخ و فسيح است درآييد وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ، امروز چون در سراى اسلام و ايمان آمدهايد فردا در سراى سلام و امان نزول كنيد ؛ ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ ، روزه اگرچه او نوشت به او به خود حواله نكرد از بهر آنكه درو رنج و مشقّت است ، گفت :