أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
202
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفتند كه : ايشان دختران خدايند و خلاف آنكه جهودان گفتند كه : ما دشمن جبرئيليم و بوى ايمان نياريم و به كسى كه وى برسالت و وحى بوى آيد و بكتاب قرآن كه كلام خداى است و ناسخ كتابهاى ديگر است و گفتهاند كه : مراد جنس كتاب است آنگه ذكر عمل صالح كرد از عبادات مالى و بدنى و گفت : آنكه مال بدهد بر دوستى مال يعنى باز آنكه « 1 » مال را دوست دارد . عبد الله مسعود روايت كرد كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت چون وى را پرسيدند كه : اىّ الصّدقة افضل ؟ - قال : أن تعطى و انت صحيح شحيح و أنت تأمل الغنى ( و يروى : و تأمل العيش ) و تخشى الفقر فلا تمهل حتّى اذا بلغت الحلقوم قلت لفلان كذا و لفلان كذا ، چون از رسول صلى اللّه عليه و آله پرسيدند كه كدام صدقه فاضلتر است ؟ - گفت : آنكه بدهى و تن - درست باشى و بخيل يعنى مال را دوست دارى و اميد زندگانى دارى و از درويشى بترسى و رها نكنى تا آنگه كه جان بگلو رسد گوئى كه اين فلان را و آن فلان راست چه درين حال آن رونق ندارد كه در حال سعت و اختيار با تردّد دواعى . ابو الدرداء « 2 » روايت كرد كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت كه مثل آنكس كه بر در مرگ صدقه دهد مثل آن كس است كه چيزى به كسى دهد كه ازو سير شده باشد . آنگه حق تعالى شش كس را ياد كرد كه مال بايشان دهيد . اوّل - خويشان را كه صدقه بر ايشان هم صدقه باشد و هم صلهء رحم چنان كه رسول گفت : « الصّدقه على القرابة صدقة و صلة » . عبد الله مسعود مالى داشت بر خويشان صرف كرد از رسول صلى اللّه عليه و آله پرسيد كه مرا درين چه باشد ؟ - گفت : « لك أجران أجر القرابة و أجر الصدقة » ترا دو مزد باشد مزد خويشى و مزد صدقه . دوّم - يتيمان ؛ و يتيم آن بود كه در خردى پدرش بميرد رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : « خير
--> ( 1 ) - يعنى با آنكه ، و تحقيق اين مطلب ضمن ذكر خصائص اين تفسير خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . ( 2 ) - در مجمع البحرين گفته : « درد دردا من باب تعب سقطت اسنانه و بقيت اصولها فهو أدرد و الانثى درداء مثل احمر و حمراء و به كنى ابو الدداء » و در قاموس گفته : « و ابو الدرداء و ام الدرداء من الصحابة » و در تاج العروس گفته : « ابو الدرداء عويمر بن مالك من بنى الحرث بن الخزرج نزل دمشق » .