أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

203

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بيوتكم بيت فيه يتيم يحسن اليه و شرّ بيوتكم بيت فيه يتيم يساء اليه » بهترين خانه‌هاى شما خانه‌ايست كه در او يتيمى باشد كه با وى نيكوئى كنند و بدترين خانه‌هاى شما خانه‌ايست كه در او يتيمى بود كه با وى بدى كنند . و ابو مالك از رسول صلى اللّه عليه و آله روايت كرد كه « من ضمّ يتيما الى طعامه و شرابه حتّى يستغنى عنه وجبت له الجنّة » هر كه يتيمى را با خود گيرد بطعام و شراب تا كه از او مستغنى شود بهشت او را واجب شود . يعقوب را گفتند : در مصر مردى است كه مسكين را طعام ميدهد و يتيم را اكرام مىكند گفت : بايد كه از اهل البيت ما باشد چون بديدند يوسف بود . سيّم - مسكينان ؛ مسكين آن بود كه او را چيزى بود امّا كفافش نبود و گفته‌اند كه : مسكين آن است كه اگرچه محتاج بود از كسى چيزى نخواهد در خبر است كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : « ليس المسكين بالطوّاف و لا بالّذى تردّه التمرة و التمرتان و اللقمة و اللقمتان انّما المسكين الضعيف الذى لا يسأل النّاس و لا يفطن له فيتصدّق عليه » گفت : مسكين نه اين درويش گردنده باشد كه او را خرمائى و دو خرما و لقمهء و دو لقمه باز گرداند مسكين ضعيفى باشد كه از مردمان چيزى نخواهد و مردم نشناسند وى را تا صدقه بوى دهند ، آنگه گفت : اگر خواهى اين آيت بر خوان « يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ » و از اينجا رسول صلى اللّه عليه و آله از خداى فقر نخواست مسكنت خواست فى قوله : اللّهمّ أحينى مسكينا و أمتنى مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين ، يكى از جملهء زنانش گفت : يا رسول اللّه چرا چنين مىگوئى ؟ - گفت : براى آنكه ايشان پيش از توانگران بچهل سال ببهشت روند آنگه گفت : تا مسكين را زجر نكنى و اگر چيزى خواهد ردّش نكنى و اگرچه بنيم خرما باشد مساكين را دوست دار و بخويشتن نزديك دار تا خداى ترا برحمت خود نزديك گرداند . چهارم - راه گذرى و او را براى آن ابن السّبيل گويند كه ملازم راه باشد چنان كه مرغ آبى را ابن الماء خوانند . عبد الله عباس گفت : ميهمان است و ميهمان سه روز بود و بيش از اين از باب معروف بود و هر معروفى صدقه باشد . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : هر ميهمان كه آيد با روزى خود آيد و چون برود گناه صاحبش با خود ببرد يعنى آنچه خورده