أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 23

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

تفسيرى كه كرده است در تأويل اين آيه بياورده است » ( تا آخر كلام او ؛ رجوع شود بص 299 ) گفته ( ص 299 ) : « جواب اين فصل آنست كه چون دعوى كرده است و حوالت بپيرى معروف چون شيخ ابو الفتوح على عالم رحمة اللّه عليه كرده و تفسير او كه نسخه‌هاى بىمر و بى عدد است آن را در طوائف اسلام و ظاهر و باهر در بلاد عالم » . و نيز در آن كتاب ضمن كلامى در جواب مدّعاى خصم مذكور گفته ( ص 304 ) : « و اگر شيعهء اماميّه خواهند كه از مفسّران خود لافى زنند از جماعتى نامعتبر نامعروف نزنند كه خواجه آورده است از تفسير محمّد باقر عليه السّلام لاف زنند و از قول جعفر صادق عليه السّلام و از تفسير حسن عسكرى عليه السّلام و بعد از آن از تفسير شيخ كبير بو جعفر طوسى و تفسير شيخ محمّد فتّال و تفسير خواجه بو على طبرسى و تفسير شيخ جمال الدّين بو الفتوح رازى رحمة اللّه عليهم » . [ چرا شيخ عبد الجليل از تفسير عياشى و قمى نام نبرده است ؟ ] اگر گويند : چرا شيخ عبد الجليل ( ره ) نام تفسير علىّ بن ابراهيم و تفسير عيّاشى را در عداد اين تفاسير نياورده است گوئيم : قويّا محتمل است كه نظر بكثرت ورود اخبار اهل بيت عصمت و طهارت در اين دو كتاب آنها را زمرهء علما در آن زمان در عداد كتب اخبار محسوب ميداشته‌اند و اگر نه چنان كه از تفسير ابو الفتوح و كتاب نقض برميآيد هر دو كتاب در آن زمان در دسترس علما بوده است چنان كه در سابق نيز به اين اشاره كرديم فتفطّن . بارى از ملاحظهء عبارات كتاب نقض دو امر صريحا برميآيد : 1 - آنكه از جملهء دعائيّهء « رحمة اللّه عليه » كه در دو مورد بعد از ذكر نام او بقلم مؤلّف نقض به كار رفته است معلوم مىشود كه شيخ ابو الفتوح در زمان تأليف نقض ( يعنى ما بين سالهاى 556 - 559 ) در قيد حيات نبوده بلكه برحمت ايزدى پيوسته بوده است . 2 - آنكه تفسير ابو الفتوح در آن زمان معروف و مشهور بوده و طوائف اسلام اعمّ از سنّى و شيعى از آن استفاده مينموده است .