أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
187
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و از آنجا فرو آمد و بدويد و بر مروه شد و بنگريد كس را نديد تا هفت بار همچنين كرد خداى تعالى در مناسك حجّ واجب كرد موافقت او را ، و گفتهاند كه : معنى شاكر آنست كه : يقبل اليسير و يعطى الكثير ، اندك بپذيرد و بسيار بدهد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 159 ] إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ ( 159 ) عبد الله عباس گفت : آيت در حقّ رؤساى يهود آمد چون كعب اشرف و كعب اسد و عبد الله صوريا كه ايشان نام و نعت محمّد و احكام توراة باز پوشيدند بطمع حطام دنيا و سعد معاذ و معاذ جبل احبار را گفتند كه : شما ذكر محمّد در توراة يافتيد « 1 » ، گفتند : نه ، خداى تعالى اين آيت فرستاد در حقّ ايشان خاصّ و در حقّ كسانى كه حقّ را بازپوشند عامّ و گفت : آنكسانى كه بازمىپوشند از احبار جهود آنچه ما فرستاديم در توراة از آياتى كه دلالت مىكند بر صحّت نبوّت محمّد و فرموديم ايشان را بايمان آوردن به آن و اظهار كردن آن از پس آنكه آن را مبيّن كرديم براى مردمان چنان كه هيچ اشكالى و اشتباهى بر كس نماند ايشانند كه خداى ايشان را لعنت مىكند « 2 » و لعنت كنندگان از فرشتگان و آدميان ايشان را لعنت ميكنند الّا كسانى كه ازين توبه كنند و آنچه تغيير و تبديل كرده باشند باصلاح آورند من كه آفريدگار ايشانم توبهء ايشان قبول كنم و ايشان را بيامرزم كه من توبه پذيرنده و مهربانم . عبد الله مسعود از رسول روايت كرده كه او گفت : « من سئل عن علم فكتمه ألجم بلجام من نار » هر كس كه او علمى داند و او را از آن بپرسند بازپوشد و نگويد فرداى قيامت او را بيارند لگامى از آتش دوزخ در دهن او كرده . عبد الله عباس از رسول صلى اللّه عليه و آله روايت كرد كه او گفت : علماء اين امّت دو مردند يكى آنكه خداى جلّ جلاله او را علمى داده باشد و او بر مردمان بذل كند و بخل نكند و بر آن طمعى نستاند و ببهاى اندك نفروشد او آن باشد كه مرغان هوا و دوابّ زمين استغفار كنند براى او و با پيش خداى شود سيّد
--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى : « يافتى » . ( 2 ) - در نسخهء قديمى : « لعنت كرد مىكند » .