أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
180
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كلمهء استرجاع نبينى كه يعقوب را چون مصيبت رسيد گفت : يا اسفى على يوسف و ابيضّت عيناه من الحزن ، و اگر او را اين كلمه داده بودندى فزع به اين كردى . و رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : « من استرجع عند المصيبة جبر اللّه مصيبته و احسن عقباه و جعل له خلفا صالحا » هر كس كه عند مصيبت استرجاع كند خداى تعالى جبر مصيبت او كند و عاقبت او نيكو گرداند و او را خلفى صالحى پسنديده دهد . چهار خصلتست كه هر كس كه وى را بود آن خصلتها وى را در بهشت خانهء بدهند و در همه حال كلمهء « لا إله الّا اللّه » گفتن ، و بر گناه استغفار كردن ، و در نعمتها كلمهء الحمد للّه ، و در وقت مصيبت گفتار انّا للّه . ام سلمه گفت : از رسول صلى اللّه عليه و آله شنيدم كه گفت : هر كس را كه مصيبت رسد بگويد : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ، آنگه بگويد : اللّهمّ اجبرنى فى مصيبتى و اخلفنى خيرا منها ، خداى تعالى وى را عوض آن بهتر از آن بدهد چون ابو سلمه را وفات رسيد من گفتم : در ميان مسلمانان مرا بهتر از ابو سلمه كه باشد تا رسول صلى اللّه عليه و آله حاطب ابن ابى بلتعه را بفرستاد بخواهندگى من ، من گفتم : دخترى دارم و زنى غيورم ، گفت : دخترش را خداى كفايت كند و امّا غيرتش من دعا كنم تا برود . انس مالك گفت كه : روزى رسول زنى را ديد كه بر كودك خود ميگريست ، گفت : اى زن اتّقى اللّه و اصبرى ، زن گفت : مصيبت من ترا درد نميكند ، رسول صلى اللّه عليه و آله بگذشت او را گفتند : تو آن مرد را نشناختى او رسول خداى است ، آن زن بر اثرش بدويد و تضرّع كرد و توبه كرد و گفت : يا رسول اللّه ترا نشناختم فرمان بردارم صبر كنم ، رسول گفت : الصبر عند الصّدمة الاولى ، صبر بنزديك حملهء اوّل بايد كردن ، بيان كرد كه هر چند مصيبت سختتر باشد مزد صبر كردن برو بيشتر بود . ذو النون مصرى گفت : بگورستانى بگذشتم زنى را ديدم با جمال ؛ گورى چند پيش گرفته ميگريست و اين بيتها ميخواند : صبرت فكان الصّبر خير مغبّة * و هل جزع يجدى عليك فأجزع صبرت على ما لو تحمّل بعضه * جبال شرورى اصبحت تتصدّع ملكت دموع العين ثمّ رددتها * الى ناظرى فالعين فى القلب تدمع