أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
173
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
به مسجد حرام آوردن حقّى است ثابت از خداى تو كه هيچ نسخ بوى راه نيابد و مخالفت مكنيد در قبله كه خداى تعالى غافل نيست از آنچه شما كنيد جزاى آن بشما رساند . خداى تعالى درين آيت بازنمود كه حكم مسافر حكم حاضر است در وجوب توجّه به قبله در حال تمكّن تا كسى گمان نبرد كه حال مسافر مخالف حال حاضر است آنگه گفت : [ وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ ] ابو على گفت : چون فايدهء آيت مختلف بود و موضع مختلف تكرار نباشد . در آيت اوّل فرمود كه : روى به قبله كردن هر كجا كه باشيد حقّ است و از فرمان خداى است ، و در آيت دوّم فرمود كه : اين حقّ كه در آيت اوّل مقرّر شد هر كجا كه باشيد بجاى آريد و از هر كجا كه بيرون روى روى خود را بجانب مسجد حرام آور و هر كجا كه باشيد روى بجانب وى آريد تا مردمان را بر شما حجّتى نباشد يعنى منصفان را از جهودان براى آنكه قبله اگر تحويل نيفتادى گفتندى : چرا روى بقبلهء پدر خود ابراهيم نمىآرد ؟ و ما در كتاب خواندهايم كه وى روى به آن قبله آرد الّا آن كسانى كه ظالمانند از جهودان كه ايشان عناد كنند و گويند كه : قبلهء ما را كه بيت المقدّس است بگذاشت و روى بكعبه كرد براى آنكه ميل او به اين شهر او و قوم اوست شهر خود را و مولد خود را دوست ميدارد و اينكه ايشان گويند : آن را حجّت شناسند پس خداى تعالى بر زعم ايشان استثنا كرد و شبههء ايشان را حجّت خواند و شبهه را شبهه براى آن خوانند كه بحجّت ملتبس توان كرد و وجهى ديگر آنست كه مراد بحجّت خصومت است چنان كه گفت : لا حجّة بيننا و بينكم ، يعنى هيچ خصومتى نيست ميان ما و شما و شايد كه استثنا منقطع بود و معنى اين بود كه هر كجا كه باشيد روى به مسجد آريد تا مردمان را بر شما حجّت نباشد نگويند كه قبلهء او خلاف آنست كه ما در كتاب مىيابيم ليكن كسانى كه ظالمانند از سر جحود و عناد گويند كه قبلهء آبا و اجداد خود و مسقط و مولد خود دوست ميدارد ازين سبب روى از بيت المقدّس بگردانيد و گفتهاند كه : الّا بمعنى واو عطف است يعنى تا جهودان را بر شما حجّت نباشد و ظالمان را از ايشان و غير ايشان چنان كه شاعر گفته است :