أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

165

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

يكى آنكه خداى تعالى گفت : ما شما را امّتى عدل كرديم و حكم كرديم به عدالت شما و آن را كه خداى تعالى به عدالت او حكم كند جز معصوم نباشد براى آنكه خداى تعالى عالم است به ظاهر و باطن تا در ظاهر و باطن كسى عادل نباشد حكم نكند به عدالت وى . و ديگر آنكه ايشان را در گواهى برابر رسول نهاده است اگر بمنزلهء رسول نباشند كم از آن نباشند كه در عدالت برابر وى باشند و وى معصوم است پس ايشان هم معصوم باشند . ابن عباس گفت : خداى تعالى امّت محمّد را روز قيامت بر سر كوهى بدارد و جملهء امّتان پيغمبران را جمع كند رسولان ايشان را از آن ميانه بيرون آرد و از ايشان سؤال كند و گويد : هل بلّغتم امّتكم ؟ - برسانيدند بامّت خويش آنچه شما را از براى آن فرستاده بودم ؟ - جواب دهند كه : آرى برسانيديم ، حق تعالى از امّتان پيغمبران پرسد كه : چه ميگوئيد ؟ - ايشان تكذيب كنند خداى تعالى امّت محمّد را بخواند و از ايشان گواهى خواهد ، گويند : بار خدايا پيغمبران رسانيده‌اند امّتان ايشان دروغ ميگويند پس حق تعالى از محمّد صلى اللّه عليه و آله سؤال كند از آنچه امّت او گفته باشند محمّد گويد : بار خدايا امّت من راست ميگويند . و بعضى گفته‌اند كه : اين گواهى در دنيا باشد . آورده‌اند كه : روزى رسول صلى اللّه عليه و آله نشسته بود جنازهء بگذرانيدند گفتند : جنازهء فلان است ، حاضران گفتند : نعم الرّجل و هر يكى بر وى ثنا گفتند ، رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : وجبت ، ديگرى بياوردند گفتند : جنازهء فلان است حاضران گفتند : بئس الرّجل ، بد مردى بود او . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : وجبت ، ابى بن كعب گفت : يا رسول اللّه چه معنى دارد اين و چه واجب باشد ؟ - گفت : قوله تعالى : « لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ » يعنى « وجبت الشهادة و وقعت موقعها » گواهى بجاى خود افتاد يكى را بهشت واجب شد و ديگرى را دوزخ بگواهى شما ، و اين دليل است بر آنكه گواهى در دنيا باشد و روا بود كه امير المؤمنين و حسن و حسين عليهم السّلام در آن جمله بوده باشند تا رسول صلى اللّه عليه و آله اين حكم بر قول ايشان كرده باشد . در خبر آمده است كه روزى امير المؤمنين على عليه السّلام در مسجد كوفه نشسته بود