أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
162
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
اين خصومت گفتهاند كه با مشركان است ، ميگويد كه بگوى كه : آيا شما با ما در خداى خصومت ميكنيد ما و شما مقرّيم كه او آفريدگار و پروردگار ما و شماست و گفتهاند كه : خطاب با جهودان و ترسايانست از آنكه جهودان گفتند : عزيز بن اللّه ، و ترسايان گفتند : المسيح ابن اللّه ، گفت : اى محمّد بگوى كه شما با ما در خداى حجّت ميگوئيد و خصومت ميكنيد و او خداى آفريدگار ما و شماست عمل ما و كار ما ما راست جزاى عمل خود ببينيم و كار شما شما راست سزاى آن بيابيد و جزاى عمل مخلصان را باشد مشركان را نباشد و مائيم كه او را عمل باخلاص ميكنيم . اخلاص چيست ؟ - پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت : كه من از جبرئيل پرسيدم ، جبرئيل گفت : از خداى پرسيدم ، خداى گفت : « الاخلاص سرّ من سرّى استودعته قلب من احببته من عبادى » اخلاص سرّيست از سرّهاى من در دل بندهء نهم كه او را دوست دارم ، و بروايتى ديگر آنست كه از أبو ذر غفارى كه او گفت كه رسول خداى گفت : هر حقّى را حقيقتى است و بنده بحقيقت اخلاص نرسد تا چشم از آن بنيفكند كه او را مدح كنند بر كارى كه براى خداى كند . فضيل عياض گفت : ترك عمل براى مردمان ريا باشد و عمل براى مردمان شرك باشد اخلاص آن بود كه از اين هر دو مسلّم بود . يحيى بن معاذ گفت : اخلاص آن بود كه عمل خالص دارد از عيب و ذمّ چنان كه شير از ميان سرگين و خون و ريم ، گفت : اخلاص آن بود كه آنچه كنى نبينى . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 140 ] أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُوداً أَوْ نَصارى قُلْ أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ( 140 ) يا ميگوئيد شما كه جهودان و ترسايانيد كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و فرزندان يعقوب جهود بودند يا ترسا يعنى جهودان گفتند : جهود بودند و ترسايان گفتند كه ترسا بودند ، بگوى اى محمّد كه : شما عالمتريد باحوال و اديان ايشان يا خداى اگر آنچه شما ميگوئيد درست بود خداى تعالى دانسته بود اگر بنگويد گواهى پنهان كرده بود و خداى گواهى پنهان نكند پس خداى بخلاف آن دانست