أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
163
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و چنان كه دانست گواهى داد و گفت : « ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا » ابراهيم جهود و ترسا نبود آنگه ميگويد : كيست ستمكارتر از آن كس كه گواهى را كه بنزديك او بود بازپوشد اگر ما بازپوشيم از ما ظالمتر كس نبود و اگر شما بازپوشيد از شما ظالمتر كس نبود و گفتهاند . مورد آيت اينست كه هر كه گواهى پنهان كند ظالم بود و اگر خداى پنهان كند ظالمتر بود تعالى اللّه عن ذلك ، آنگه گفت : مپنداريد كه آنچه شما ميكنيد خداى از آن غافل است ، نه خداى غافل نيست از آنچه شما ميكنيد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 141 ] تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ ( 141 ) آن گروهىاند كه بگذشتند ايشان راست آنچه كردند و شما راست آنچه كرديد شما را از ايشان نپرسند و باعمال ايشان مؤاخذه نكنند . مثل اين آيت لفظا بلفظ رفته است الّا آنست كه مراد بدان آيت انبيائى است كه ذكر ايشان در آيت مقدّم رفته است و مراد به اين آيت اعقاب اسلاف جهودانند كه در حقّ پيغمبران اين معنى گفتن روا داشتند ، وجهى ديگر آنست كه مورد اين آيت وعظ و زجر است و درين تذكير نعمت خداى بود و تحذير از عقاب او و اين معنى هر چه بيشتر بود نفعش بيشتر بود و عامّتر و فايدهاش ظاهرتر باشد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 142 ] سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 142 ) وجه اتّصال اين آيت بآيت مقدّم آنست كه چون محاجّه با كافران و جهودان و ترسايان تمام شد خداى تعالى رسول را خبر داد و گفت : اى محمّد زود بود كه گويند آنان كه بيخردانند از جهودان و ترسايان چون ترا و صحابه را ببينند كه روى از قبله گردانيده باشيد : ايشان را چه بگردانيد از قبلهء كه ايشان بر آن بودند و در نماز روى بدان قبله مىآوردند و فايده از اين اعلام آنست تا رسول توطين نفس كند و دل بر آن نهد كه ايشان اين خواهند گفت تا چون بگويند بر وى سخت نيايد ، و ديگر آنكه اين خبر از غيب است و چون موافق آيد معجز بود و دليل صدق كند چون پيغمبر را ازين خبر