أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

155

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

پاى او را برداشتى كه هر گامى كه او نهادى سى « 1 » روزه راه ماست هر كجا كه پاى فرو نهادى امروز آبادانى است بمكّه آمد جبرئيل او را مناسك بياموخت ، آدم عليه السّلام حجّ كرد چون فارغ شد فرشتگان او را تهنيت كردند گفتند : برّ حجّك ، حجّت پذيرفته باد ما اين خانه را پيش از تو زيارت كرده‌ايم به دو هزار سال ؛ گفت : در طواف چه كردى « 2 » و چه گفتى « 3 » ؟ - گفتند : « سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الّا اللّه و اللّه اكبر » آدم عليه السّلام اين كلمات ميگفت خداى تعالى گفت : تو بيفزاى و بگوى « و لا حول و لا قوّة الّا باللّه » آدم ميگفت : چون بابراهيم عليه السّلام رسيد گفت : بيفزاى « العلىّ العظيم » . ابن عباس گفت : آدم چهل حجّ كرد از زمين هند بمكّه مىآمد پياده ، و آن خانه همچنان بود تا بايّام طوفان نوح عليه السّلام خداى تعالى آن را به آسمان چهارم برد ، و گفته‌اند بروايتى ديگر : به آسمان هفتم فرمود بردن چون طوفان كناره شد جاى خانه خالى ماند تا بروزگار ابراهيم چون خداى تعالى ابراهيم و اسماعيل را فرمود كه خانه بنا كنيد بمكّه ، گفتند : بار خدايا كجا خانه بنا كنيم ؟ - جبرئيل بيامد و رقم « 4 » برزد تا ابراهيم عليه السّلام بر آن بنا كرد ، فذلك قوله : « وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ » ابراهيم بنا ميكرد و اسماعيل سنگ ميداد . در خبر مىآيد كه ابراهيم بسريانى ميگفت و اسماعيل بتازى جواب ميداد زبان يكديگر ميدانستند و جواب نميتوانستند هر يك از ايشان ، تا كه بنياد آن برآوردند ، فذلك قوله : « وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ » ، مفسّران گفتند كه : آن را از سنگ پنج كوه بنا كردند طور سينا و طور زينا و لبنان و جودى و حراء ، اساس و قواعد از حرى « 5 » بود چون بجاى سنگ سياه رسيد هر سنگى كه در وى « 6 » مىنهاد جاى نمىيافت و مىافتاد ، از كوه بو قبيس آواز آمد كه : يا ابراهيم ترا نزديك من وديعهء است بستان ، ابراهيم بيامد و سنگ برگرفت بر وفق آن جايگاه بود نه كم و نه بيش ، چون فارغ شدند گفتند : « رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ » .

--> ( 1 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى ليكن در تفسير ابو الفتوح و سائر نسخ « سه » . ( 2 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى طبق اصطلاح شيخ ابو الفتوح ( ره ) و در سائر نسخ « چه كرديد » و « چه گفتيد » . ( 3 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى طبق اصطلاح شيخ ابو الفتوح ( ره ) و در سائر نسخ « چه كرديد » و « چه گفتيد » . ( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح : « رسم » . ( 5 ) - در قاموس گفته : « و حراء ككتاب و كعلى عن عياض و يؤنث و يمنع جبل بمكة فيه غار تحنث فيه النبى صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم » . ( 6 ) - در تفسير ابو الفتوح : « بر وى » .