أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
156
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 128 ] رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنا مَناسِكَنا وَ تُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ( 128 ) بار خدايا ما را مسلم و منقاد فرمان خود گردان با ما الطافى كن كه بدان بر انقياد و استسلام تو مقيم باشيم كرم و لطف خود را از ما بازمگير و از فرزندان ما امّتى را گردن نهندهء فرمان خود گردان و بما نماى عبادت ما و اعلام كن ما را كه چگونه مىبايد كرد . از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله روايت است كه جبرئيل عليه السّلام بيامد و دست ابراهيم گرفت و بمنا برد و آنجا نماز پيشين و ديگر و شام و خفتن و بامداد بكرد آنگه به عرفات آورد چون نماز پيشين درآمد نماز پيشين و ديگر بكرد بجمع و بموقف بداشت تا شب درآمد آنگه او را بمزدلفه آورد و آنجا نماز شام و خفتن بكرد بجمع و شب آنجا بود و بامداد او را بمشعر الحرام آورد و نماز بامداد آنجا بكرد و بموقف باستاد و آنگه او را بمنا آورد و رمى بكرد و گوسفند بكشت و بفرمود ابراهيم را تا سر بتراشيد آنگه از منا بيامد خداى تعالى وحى كرد رسولش را كه : « أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ » آنگه اسماعيل را و قبيلهء جرهم را حجّ فرمود چون ايشان حجّ تمام كردند اسماعيل را آنجا رها كرد و با شام شد و آنجا وفاتش رسيد صلوات اللّه عليه . [ وَ تُبْ عَلَيْنا ] بار خدايا توبهء ما بپذير و توبهء پيغمبران بر سبيل خضوع و انقطاع بود كه توئى خداى مهربان و قبول كنندهء توبهء تائبان و گفتهاند كه : روا بود كه توبه راجع بود با ذريّت او ؛ از آنكه ايشان معصوم نبودند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 129 ] رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 129 ) اى بار خداى بفرست در ميان ايشان رسولى از ايشان و اين پيغمبر ماست صلى اللّه عليه و آله از آنكه جماعتى از صحابه رسول را گفتند : اخبرنا عن نفسك ، پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت كه : بنزديك خداى خاتم پيغمبران بودم و آدم در خاك خود افتاده بود و من شما را خبر دهم بتأويل آن و من دعاى پدرم ابراهيم و بشارت عيسى و خواب مادرم كه در مكّه بخواب ديد كه