أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
154
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و ياد كن اى محمّد چون برداشت قواعد و بنياد خانه را ابراهيم و اسماعيل و مى گفتند : بار خدايا از ما بپذير و ما را ثواب ارزانىدار كه توئى خداى شنوا و بينا و دانا ، گفتار ما مىشنوى و كردار ما ميدانى ، گفتار ما كه دعاست باجابت مقرون گردان و كردار ما را بكرم در محلّ قبول آر . محمّد باقر عليه السّلام گويد كه : با پدرم بودم زين العابدين عليه السّلام و او طواف ميكرد مردى آمد و گفت : اى پسر دختر رسول خداى ، ميخواهم تا مسئلهء بپرسم ، پدرم جواب نداد او را تا كه از طواف فارغ شد و بمقام ابراهيم آمد و نماز كرد آنگه در حجر آمد و بنشست و گفت : كجا شد اين سائل ؟ - مرد برپاىخاست و گفت : منم يا بن رسول اللّه ، گفت : سؤالت چيست ؟ - گفت : خبر ده مرا از ابتداى طواف به اين خانه تا كه كرد و چگونه بود و چرا بود ؟ - پدرم او را گفت : تو از كجائى ؟ - گفت : از شام ، گفت : از كدام شهرى ؟ - گفت : از بيت المقدّس ، گفت : توراة و انجيل دانى ؟ - گفت : دانم ، گفت : اى برادر اهل شام بدانكه ابتداى طواف آن بود كه چون خداى فرشتگان را گفت : إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ، ايشان گفتند : أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها ، حق تعالى گفت : إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ، ايشان بترسيدند ، گفتند : مبادا كه ما بر خداى اعتراض كرديم بر ما خشم گيرد بيامدند و در خداى تضرّع كردند و گرد عرش طواف كردند خداى با ايشان نظر رحمت كرد آنگه در زير عرش خانهء بنهاد بر چهار ستون از زبرجد سبز و آن را غاشيهء ساخت از ياقوت سرخ و آن را بيت الصراخ نام نهاد آنگه فرشتگان را گفت : طواف عرش رها كنيد و طواف اين خانه كنيد و آن بيت المعمور است كه خداى در قرآن ياد كرده است هر روز هفتاد هزار فرشته در آنجا شوند تا بروز قيامت نيز به آن جا نرسند ، آنگه خداى جماعتى فرشتگان را به زمين فرستاد گفت : در برابر اين خانه در زمين خانهء كنيد به اين طول و عرض و ارتفاع تا چنان كه شما اين خانه را طواف ميكنيد اهل زمين طواف آن خانه ميكنند مرد گفت : راست گفتى اى پسر رسول خداى همچنين است . مجاهد گفت كه : آدم عليه السّلام از زمين هند پياده بحجّ آمد جبرئيل در پيش او را دليلى ميكرد ، راوى خبر گويد : مجاهد را گفتم : چرا پياده آمد ؟ - گفت : كدام چهار -