أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
153
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
فرسنگ بود از جملهء فضايل مكّه و كعبه آنست كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله چون بمدينه خواست آمدن بيامد و طواف خانه كرد و استلام كرد چون بميان مسجد الحرام رسيد با خانه نگاه كرد و گفت : من ميدانم كه از تو فاضلتر در روى زمين هيچ جاى نيست و از تو دوست تر و محبوبتر بنزديك خداى در جهان هيچ جاى نيست من ترا دوست ميدارم و ليكن كافران رها نميكنند كه اينجا مقام كنم اى بنى عبد مناف حلال نباشد هيچ كس را كه منع كند كسى را كه خواهد كه درين مسجد نماز كند بشب يا بروز ، بعضى زنان رسول گفتند كه : اگر نه هجرت بودى ما را نمىبايست از مكّه بيرون شويم از آنكه هيچ جاى به آسمان نزديكتر نباشد از مكّه و به هيچ جايگاه ماه چنان نتابد كه بمكّه و دلها به هيچ شهر چنان خوش و خرّم نشود كه بمكّه ، و از مأمنى حرم وحوش و طيور را آنست كه اگر شير با گاو و يوز با آهو و سگ با خرگوش باستند هيچ يك ديگر را گزند نكنند و از يكديگر ايمن باشند مادام كه در حرم باشند كبوتران و مرغان بر سر و دوش مردمان نشينند و كس زهره ندارد كه ايشان را تعرّض رساند عبد العزيز ابى روايت مىكند كه جماعتى بذى طوى « 1 » فرو آمدند آهوئى مىآمد با مردم انس گرفته يكى پاى آهو گرفت گفتند : دست بدار ساعتى نگاه داشت آهو بول كرد مرد چون بقيلوله بخفت مارى آمد و بر شكم آن مرد بخفت چون از خواب درآمد گفتند كه : بنگر كه بدان بيحرمتى كه تو كردى ترا چه پيش آمد خواستند تا مار را دور كنند دور نشد تا آن مرد از ترس حدث كرد آنگه فرو آمد و برفت . و اجابت دعاى ابراهيم عليه السّلام در ثمرات آنست كه روايت كردهاند كه : چون ابراهيم عليه السّلام دعا كرد خداى تعالى جبرئيل را فرستاد تا ديهى از ديههاى شام از جمله آنكه بسيار ميوهتر بود و نيكو ميوهتر بود از زمين بركند و بياورد و گرد خانه بگردانيد و بر زمين طائف نهاد از آنجا انواع ميوه بمكّه مىبرند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 127 ] وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 127 )
--> ( 1 ) - در قاموس گفته : « و ذو طوى مثلثة الطاء و ينون موضع قرب مكة » .