أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
148
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
پاكيزه گردانيد خانهء مرا يعنى بر طهارت و توحيد بنا كنيد ، و گفتهاند كه : از بتان پاك كنيد و درو بخور « 1 » سوزيد از بهر آنان كه طواف كنند و از اقطار « 2 » عالم به آن جا آيند و از براى آنان كه آنجا باشند و ساكنان حرم بودند و از براى ركوع كنندگان سجده كننده چون طواف كنند طائفان باشند چون بنشينند عاكفان باشند چون نماز كنند راكعان و ساجدان باشند . از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله روايت است كه خداى تعالى در شبانه روزى صد و بيست رحمت بكعبه فرستد شصت طواف كنندگان را و چهل نمازكنان « 3 » را و بيست نظارگيان « 4 » را . در خبر است كه : النّظر الى الكعبة عبادة ، در خانهء كعبه نگاه كردن عبادت است ، و گفت كه : المقام بمكّة سعادة و الخروج منها شقاوة « 5 » ، در اخبار اهل البيت عليهم السلام است كه مجاورت مكّه مكروه است و مجاورت مدينه مستحبّ است . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 126 ] وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ( 126 ) و ياد كن اى محمّد كه چون ابراهيم زن و فرزند خود را آنجا رها كرد و آن جائى بود بىانس و با خوف از آنكه آبى و قوتى نبود آنگه دعا كرد مىگفت : اى
--> ( 1 ) - در كنز اللغه گفته : « بخور بوى خوش » و در غياث اللغه گفته : « بخور بفتح اول و ضم خاء معجمه و واو معروف بمعنى خوشبو ( از مؤيد ) و صاحب منتخب نوشته كه آنچه از آن بو دهند ، و در بهار عجم و مدار خوشبوئى كه از سوختن بعض ادويه حاصل شود مثل عود و لوبان و غيره ( در لطائف ) بضمتين عطريات سوختنى » . ( 2 ) - در غالب نسخ : « اطراف » . ( 3 ) - در چند نسخه : « نمازكنندگان » . ( 4 ) - در بهار عجم گفته : نظارگى بمعنى نظر كننده شهرت دارد نظارگيان جمع ، و قياس آنست كه بمعنى نظر كردن باشد چه نظاره صيغهء مبالغه است هاى آن را بكاف فارسى بدل نموده ياى مصدرى به آن ملحق نمودهاند و اين قاعده در جمع اسماء ذات آنها جارى است چون بندگى و زندگى ( تا آخر آنچه گفته ) » و نيز گفته : « نظارگان بالتشديد جمع نظاره كه صيغهء مبالغه است يا جمع نظارگى كه در اصل نظارگيان بوده و بكثرت استعمال ياء از آن حذف شده بهر تقدير نظارگان و نظارگيان بتشديد و تخفيف هر دو مستعمل است ( تا آخر كلام او ) » . ( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح چنين معنى شده كه : « مقام كردن به مكه سعادت است و از مكه بيرون آمدن شقاوت است » .