أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

137

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

زيرك آنكس است كه حساب خود بكند و از بهر آنچه پس از مرگست كارى بكند و عاجز آنست كه نفس خود را تابع هواى خود گرداند و تمنّا كند بر خداى آرزوها را و گفته‌اند كه : مراد بامانى اكاذيب و اباطيلست . [ قل ] اى محمّد هر كه دعوى چيزى كند ويرا حجّتى و بيّنتى بايد كه دعوى بى حجّت باطل باشد كه من ادّعى شيئا بلا حجّة لابدّ ان يبطل دعواه بگوى اگر راست ميگوئيد آنچه ميگوئيد بر اين حجّتى بياريد و برهانى ظاهر گردانيد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 112 ] بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 112 ) آنگه حق تعالى ردّ كرد بر جهودان و ترسايان گفتار ايشان را و گفت : نه چنين است كه شما ميگوئيد بلكه هر كه استسلام كند و انقياد نمايد خداى را و فرمان او را گردن نهد عبادت او را خالص گرداند بكليّت دل بر او اقبال كند و تمامى روى به دو آرد و او نيكوكار بود يعنى مخلص باشد مزد او كه بنزديك خداى است او را بود در بهشت و كسانى كه صفت ايشان اين بود ايشانرا هيچ خوف و اندوه نبود چون كافران خائف و اندوهگن باشند ، تخصيص روى از بهر آن كرد كه آن شريفترين اعضاست چون او مبذول و مسلّم باشد اعضاى ديگر را خطرى نباشد بتسليم و بذل اوليتر بود و گفته‌اند كه وجه عبارتست از ذات چنان كه گفت : « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ » . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 113 ] وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ( 113 ) ترسايان نجران پيش رسول صلى اللّه عليه و آله آمدند احبار جهودان مدينه آمدند و با ايشان مناظره كردند از جهودان مردى نام او حرمله « 1 » ايشانرا گفت : « ما انتم على شىء » شما

--> ( 1 ) - گويا اين اطلاق از قبيل اطلاق نام پدر بر پسر است مانند اطلاق جرير طبرى بر محمد بن جرير طبرى چنان كه در ص 89 همين تفسير اشاره كرديم زيرا در تفسير ابو الفتوح در همين مورد گفته ( ص 186 جلد اول چاپ اول ) : « مردى نام او رافع بن حرمله ايشان را گفت » .