أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

132

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گردانيد « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ » و خداى خداوند فضل و احسان و نعمت عظيم است نعمت او را حدّى و حصرى نيست « وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها » . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 106 ] ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 106 ) جهودان طعنه زدند و گفتند : محمّد را راى متين و ثابت نيست كه وقتى چيزى مىآرد آنگه پشيمان مىشود و چيزى ديگر بخلاف آن مىآرد حق جلّ و علا ردّ كرد به اين آيت بر ايشان و گفت : اين كار تعلّق به من دارد نه بمحمّد چنان كه نبوّت تبع مصلحت است شرايع نيز تبع مصالح است وقتى مصلحت در آن بود كه پيغمبر ايشان موسى بود و كتاب توراة ، و وقتى ديگر مصلحت آن اقتضا كرد كه پيغمبر عيسى باشد و كتاب انجيل ، اكنون مصلحت در آنست كه پيغمبر محمّد باشد و كتاب قرآن ، و اين شريعت را نيز كه ناسخ جملهء شرعهاست چون مصلحت پيدا شود بعضى ببعضى منسوخ كنيم و آيتى بآيتى و حكمى بحكمى از بهر آنكه مصالح خلقان در تكاليف و عبادات جز من كس نداند [ ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ ] هر آن آيت منسوخ بكنيم يا بازپس داريم و تأخير كنيم از وقتى بوقتى تا بحسب مصلحت فرو فرستيم بهتر از آن در باب تكاليف يا مانند آن درين دو وجه از صلاح و عفّت بياريم نسخ شرعى ازالت و ابطال حكمست يعنى هيچ آيتى يا حكمى نباشد كه ما برداريم و ازالت كنيم آن را يا تأخير كنيم و بازپس داريم و الّا بدل آن آيت بهتر از آن يا مانند آن بياريم ، ناسخ دليل شرعى باشد كه دليل كند بر ازالهء مانند حكم ثابت ، و منسوخ آن حكم بود كه بردارند و ازالت كنند در ناسخ ازالهء مثل حكم گفتيم تا فرق باشد ميان نسخ و بدا ، و اين علم باصول الفقه تعلّق دارد هر كه را بايد از آنجا طلب كند ، و معنى [ نُنْسِها ] گفته‌اند آنست كه از ياد ببريم ايشان را بيان اين معنى آنست كه روايت كرده‌اند كه : روزى مردى در مجلس رسول برپاىخاست و گفت : يا رسول اللّه چند آيت قرآن دانستم كه در نماز شب خواندمى دوش برخاستم فراموش كرده بودم و هيچگونه با يادم نمىآيد ديگرى برخاست و گفت : مرا همين افتاد و ديگرى همچنين گفت : پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت : ندانيد كه چرا چنين بود ؟ - گفتند : نه ، گفت : خداى تعالى اين آيتها را منسوخ كرد و هر آن را كه منسوخ