أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

131

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نگاه داريد و خطاب پيغمبر بشناسيد كه چگونه بايد كردن چنان كه گفت : « لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً » مگوئيد مر پيغمبر را « راعنا » كه اين خطاب زبردستان است زير دستان را . [ وَ قُولُوا ] بگوئيد بجاى « راعنا » : « انظرنا » اى رسول خداى توقّف فرماى تا سخن تو بشنويم و تأمّل كنيم و بدانيم و به نظر عاطفت در ما نگاه كن تا سخن را از لب و دهان گهربار تو بشنويم تا زودتر و نيكوتر فهم توانيم كردن از بهر آنكه چون شنونده شمايل اشارات « 1 » و حركات گوينده مشاهده كند سخن او را فهم بهتر تواند كرد و سخن پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بشنويد و طاعت داريد كه غرض از شنودن طاعت داشتن است و كافران را يعنى جهودان را يعنى عذابيست رنجاننده . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 105 ] ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ( 105 ) مسلمانان حلفاى خود را گفتند از جهودان و مشركان ؛ بيائيد و بمحمّد ايمان آوريد ايشان گفتند يعنى جهودان كه : در ايمان محمّد خيرى نيست و اگر خيرى بودى ما را در آن نصيبى بودى و شما را هم بدان پسنديدمانى « 2 » حق تعالى بدين آيت تكذيب ايشان كرد و گفت : دوست ندارند و تمنّاى هيچ چيز نكنند از بهر شما نه اهل كتاب و نه مشركان و نخواهند كه از خداى بر شما خيرى نازل گردد و اين بارادت و بخواست و تمنّاى ايشان نيست . خداى خاصّ گرداند برحمت خود آن را كه خواهد مراد بخير و رحمت نبوّت و كتاب است پيغمبرى و كتاب بآنكس دهد كه مصلحت داند مصلحت اقتضاى آن كرد كه كسوت نبوّت و خلعت رسالت در محمّد پوشاند از آنكه بهتر و فاضلتر عالم بود محمّد را رحمت خواند « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ » و نبوّت را رحمت خواند ؛ « أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ » رحمت را برحمت فرو فرستاد و آن هر دو را رحمت عالميان

--> ( 1 ) - در نسخهء « و آثار » . ( 2 ) - دد نسخ تصرف شده : « پسنديديمى » .