أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 14

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

فانّها كلّها عين ما فى البحار من غير تغيير حتّى فى اللفظ حتّى أنّى مع كمال ممارستى بالرجوع الى الكتابين لم اجد له كلاما مختصّا به اصلا و هو غريب غاية الغرابة و لم أقف على الاوّل من كتابه هذا حتّى أعلم هل قدّم لذلك عذرا فيه ام لا » . محصل معنى آنكه « كتاب عوالم العلوم تأليف شيخ عبد اللّه بحرانى شاگرد علّامهء مجلسى ( ره ) مشتمل بر يكصد و بيست مجلّد است و از ملاحظهء برخى از مجلّدات آن كه به نظر من رسيده است برميآيد كه غالب اخبار و بيانات اين كتاب اگر همهء آن چنين نباشد باندك تغيير اسلوب در ترتيب از بحار برداشته شده است و در نقل اخبار اين امر چندان مهمّ نيست آنچه اهميّت دارد همانا بيانات مندرجه در آن كتاب است زيرا كه همهء آنها عين بيانات بحار است بدون هيچگونه تغييرى حتّى الفاظ و عبارات بيانات در هر دو كتاب نيز يكى است حتّى من با كمال انس و غايت ممارستى كه بهر دو كتاب دارم هر چه گشتم كه سخنى پيدا كنم كه مختصّ به صاحب عوالم باشد و از بحار مأخوذ نشود پيدا نكردم و اين از امور شگفت‌انگيز حيرت‌خيز است و من مجلّد اوّل اين كتاب يعنى دورهء عوالم را نديده‌ام تا ملاحظه كنم و بدانم آيا عذرى براى اين امر كه خوب به نظر نمىآيد تهيّه و فراهم كرده و در مقدّمهء كتاب درج نموده است يا نه ؟ » . و نظير اين بيانات بلكه شديدتر و سخت‌تر از اينهاست آنچه محدّث نورى ( ره ) در خاتمهء مستدرك نسبت به كسى كه شبيه اين معامله را با كتاب حديقة الشيعهء محقّق اردبيلى ( ره ) كرده است گفته و در آنجا تصريح كرده كه اين عمل سرقت و دزدى است و بلحن بسيار تندى بمرتكب اين خيانت حمله كرده و اهانت نموده است ( رجوع شود بثالث مستدرك ص 394 ) و چون نگارنده بيانات اين عالم را در اين موضوع در كتاب « فيض الآله فى ترجمة القاضى نور اللّه » درج كرده است ( ص 65 - 64 ) در اينجا از نقل آن خوددارى مىكند . و بالاتر از اين را سيّد عليخان مدنى ( ره ) در رياض السالكين نسبت به كسى كه مطالب كتاب وى را فرا گرفته و به خود نسبت داده است بجا آورده و حتّى در آنجا اهانت