أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 15

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و استخفاف بسيار در حقّ وى معمول داشته و كار را به جائى رسانده كه وى را مخاطب داشته و به اين بيت در بارهء او تمثّل جسته است : أمطعمة الايتام من كدّ فرجها * لك الويل لا تزنى و لا تتصدّق قاضى نور الله شوشترى ( ره ) در خاتمهء مجالس المؤمنين ضمن وصاياى خود بخوانندگان كتابش چنين گفته : « ديگر آنكه چنانچه دأب بعضى از قاصران است جهت آنكه به آسانى كتابى بنام خود سازند بانتخاب و اختصار آن نپردازند و از غضب پروردگار و امام روزگار كه اين كتاب بنام نامى و اسم سامى او تأليف يافته محترز باشند » . بارى از اين كار ذهن خواننده اگرچه در وهلهء اولى بسيار مشمئزّ مىباشد و ليكن نظر به اين كه طبق دستور پيشوايان دين كه « احمل فعل اخيك المسلم على محمله الصحيح » و مخصوصا در بارهء علما و دانشمندان روحانى كه ساحت زهد و قدس و تقوى و عفّت‌شان از قبول امثال نسبت خودخواهى و شهرت منزّه است چنان كه گفته‌اند : دامان خرابات نشينان همه پاك است * تر دامنى ماست كه تا دامن خاك است بايد گفت كه اين كار محمل صحيحى داشته است و اگرچه بر ما پوشيده باشد و ميتوان گفت : شايد مصنّف براى وضوح اين امر به آن تصريح نكرده است به اين معنى كه تفسير ابو الفتوح ( ره ) در آن دوره خيلى معروف و شايع و متداول بوده و مصنّف كه تفسير خود را از آن برميداشته است تصريح نكرده است بتوهّم اين بوده كه اين امر واضحى است كه بر خوانندگان تفسير پوشيده نخواهد ماند پس تصريح به اين امر از قبيل توضيح واضحات خواهد بود از قبيل آوردن شاعرى شعر شاعر ديگر را در قصيدهء خود بدون تصريح به اين كه شعر از فلان شاعر است پس چنان كه در علم بديع تصريح كرده‌اند كه اين از سرقات شعرى شمرده نخواهد شد اين امر نيز از قبيل آن امر مىباشد و اللّه أعلم . و همچنين در قضيّهء اعلام الورى و ربيع الشيعه چنين تصوّر ميرود كه نسخهء از اعلام الورى بدست ابن طاوس رسيده چون اوّلش ناقص بوده و مطالب كتاب به نظر سيّد ( ره ) پسنديده آمده است از طرف خود براى آن مقدّمهء بخطّ خود نوشته و آن را نظر