أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
110
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بدانست كه ايشان بترسيدند چون ساعتى بود بكنار حصن آمدند و سفاهت آغاز كردند گفت : خواستم كه بازگردم تا رسول نيايد و اين سخنها نشنود درين بودم كه آمد و آن سخنها بشنود آواز داد كه : « يا اخوة القردة و الخنازير انّا اذ انزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرين » چون اين بشنيدند گفتند : اى ابو القاسم تو هرگز جهول و دشنام ده نبودى پيغمبر از كرم خود بشرم افتاد باز پس شد و بايستاد « 1 » ايشان گفتند كه : اين حديث محمّد را كه گفته باشد ؟ - « أ تحدّثونهم بما فتح اللّه عليكم » ؟ . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 77 ] أَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ ( 77 ) ايشان نميدانند كه خداى داند آنچه ايشان پنهان دارند و آنچه آشكارا كنند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 78 ] وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاَّ أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ ( 78 ) و از اهل كتاب جماعتى نانويسنده و ناخوانندگانند همچنانكه از مادر خود زاده ، كتاب ندانند و بر معانى آن واقف نباشند ندانند مگر دروغها و باطلها فراهم نهاده يا آنچه بتلقّف « 2 » در حفظ ايشان نهاده باشند و ياد ايشان داده آن را ميخوانند و معانى آن فهم نميكنند برين معنى مثل آن باشند كه گفت : « إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ » و دروغ و باطل ايشان آن بود كه گفتند : « لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً و لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى ، و قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ » . و نيستند ايشان الّا كه گمان مىبرند آنچه ميگويند از سر يقين و علم نميگويند و گفتهاند كه : معنى آنست كه الّا دروغ نميگويند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 79 ] فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ ( 79 ) پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت كه : « ويل » واديى است در دوزخ چون كافرى را درو افكنند
--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى : « بيستاد » . ( 2 ) - كذا .