أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

94

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 57 ] وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ( 57 ) حق جلّ و علا درين آيت نعمتهاى خويش بر بنى اسرائيل مىشمرد و با ياد ايشان ميدهد تا در شكر او بيفزايند و كفران نعمت او نيارند گفت كه : سايه افكنديم بر سر شما ابر را و فرو فرستاديم بر شما ترانگبين و سمانه را و گفتيم شما را كه بخوريد از طعامهاى پاك و حلال و آنچه شما را روزى كرديم ايشان آن عصيان كه آوردند بر ما ستم نكردند ليكن بر نفسهاى خود ستم كردند از آنكه حظّ خود از خير و ثواب بكاستند و اين آنگاه بود كه ايشان در تيه بودند و آن بيابانى بود ساده هيچ سايه و پوشش نبود درو و گرماى آفتاب ايشان را مىرنجانيد در موسى عليه السّلام « 1 » بناليدند موسى از خداى خواست تا سايهء دهد ايشان را ؛ حق تعالى ابرى سفيد بفرستاد تنك « 2 » كه در او باران نبود و با او نسيمى و بادى خوش بود چون بسايهء او برآسودند گفتند : اى موسى كار گرما كفايت شد ، ما طعام از كجا آريم ؟ - حق تعالى فرمان داد تا از ابر بجاى باران منّ و سلوى بباريد بر ايشان ببامداد و شبانگاه هر كس بيامدى به مقدار كفايت خود ازو برگرفتى بيشتر نه و چون شب آدينه بودى دو روزه بباريدى براى آنكه خداى تعالى روز شنبه نفرستادى و خداى تعالى با ايشان شرط كرده بود كه به مقدار كفايت بردارند چه اگر اسراف كنند و بيش از اندازه بردارند خداى تعالى آن را از ايشان منقطع گرداند و اگر ذخيره بردارند از ايشان بردارد « 3 » شرط كردند و وفا نكردند در گرفتن اسراف كردند و ازو ذخيره ساختند خداى تعالى آن نعمت از ايشان باز گرفت و آنچه ذخيره نهاده بودند تباه كرد . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : اگر نه آن بودى كه بنى اسرائيل آن طعام ذخيره نهادند و شرط را مخالفت كردند تا تباه شد هرگز هيچ طعام تباه نشدى . امّا در « منّ » خلاف كرده‌اند ؛ بعضى گفتند : انگبين بود . ضحاك گفت : ترانگبين

--> ( 1 ) - در غالب نسخ « بموسى » بخلاف نسخهء معتبر قديمى و تفسير ابو الفتوح . ( 2 ) - تنك بضمتين و كاف عربى هر چيز رقيق غير ضخيم كم سطبر اندك مايه را گويند . ( 3 ) - در چند نسخه « باز گيرد » بخلاف نسخهء معتبر قديمى و ابو الفتوح .