أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

95

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بود . زجاج گفت : منّ هر چيزى بود كه خداى تعالى بفرستادن آن بر ايشان منّت نهاد چون از آن مدّتى بخوردند گفتند : يا موسى ما را ازين شيرينى دل بگرفت ما را گوشت آرزو مىكند . خداى تعالى فرمان داد تا « سلوى » بر ايشان بباريد ؛ عبد الله گويد : او مرغى بود سمانه « 1 » را ماند « 2 » . مقاتل گفت : مرغى بود سرخ يك شب بباريد از نماز شام تا بامداد بر عرض ميلى در عمق رمحى بعضى بر بعضى . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 58 ] وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ( 58 ) خداى تعالى ايشان را گفته بود كه : حرام است بر شما كه درين چهل سال در هيچ شهر رويد جز كه درين بيابان ميگرديد چنان كه گفت : فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ، چون چهل سال بر آمد خداى تعالى گفت : مدّت بسر آمد اكنون در شهر رويد چنان كه گفت [ وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا ] يعنى ياد كن چون گفتيم ما ايشان را كه درين شهر شويد يعنى در اريحا و بخوريد از آنجا از هر چه ميخواهيد نعمتى فراخ و بسيار ، و چون در شهر رويد از در شهر در رويد سجده كننده و تواضع نماينده و بگوئيد كه : اى بار خداى گناهان ما را از ما فرو نه تا من كه خداوندگار و آفريدگار شماام گناهان شما را بيامرزم و كسانى را كه نيكوكارانند ثواب ايشان در زيادت گردانم . قتاده گفت : مراد بقريه بيت المقدس است ، مقاتل گفت : ايليا و آن شهر را هفت در بود ، عبد الله عباس گفت : به سجده ركوع خواست يعنى پشت خم كرده از در رويد ، بعضى ديگر گفتند : در آن قبّهء بود كه موسى عليه السّلام در آنجا نماز كردى . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 59 ] فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ ( 59 )

--> ( 1 ) - در ابو الفتوح « ساننج » ؛ در برهان قاطع گفته : « سمانه پرندهء كوچكى است كه آن را بتركى بلدرچين گويند » و نيز در آن كتاب گفته : « ساننج بفتح ثالث بر وزن نارنج مرغكى باشد سياه و كوچك و ضعيف » . ( 2 ) - در بعضى نسخ « مانست » .