أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

71

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بخواند خداى عزّ و جلّ توبهء او قبول كرد بدرستى كه اوست خداى ؛ توبه پذيرندهء تايبان و بخشاينده و مهربان . تا اين كلمات چه بود محمد بن كعب گفت : كلمات اين بود كه گفت : « اللّهمّ لا إله الّا انت سبحانك و بحمدك ربّ انّى ظلمت نفسى فاغفر لي انّك انت خير الغافرين ، اللّهمّ لا إله الّا انت سبحانك و بحمدك ربّ انّى ظلمت نفسى فتب علىّ انّك انت التّواب الرحيم » عبد الله عباس گفت : كلمات اين بود كه گفت : بار خدايا نه مرا تو آفريدى بدست قدرت خويش ؟ - گفت : بلى ، گفت : نه روح تو در من دميدى ؟ - گفت : بلى ، گفت : نه رحمت تو سبق برده است بر خشم تو ؟ - گفت : بلى ، گفت : نه مرا در بهشت تو نشاندى ؟ - گفت : بلى ، گفت : بار خدايا چرا از بهشت بدر كردى مرا ؟ - گفت : بشومى معصيت تو ، گفت : اگر توبه كنم مرا با آنجا برى ؟ - گفت ، بلى ، گفت : يا رب توبه كردم . در اخبار اهل البيت عليهم السلام است كه چون خداى تعالى آدم را بيافريد و حياة درو آفريد آدم باز نشست او را عطسه برآمد « 1 » بالهام ربّانى ؛ گفت : الحمد للّه ، خداى تعالى او را گفت : يرحمك اللّه ربّك و لذلك خلقك ؛ خداى بر تو رحمت كناد و ترا خود از بهر رحمت آفريد ، او بر ساق عرش نگريد اشباحى « 2 » ديد از نور بر صورت خود نام هر يك بر بالاى سر او نبشته محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسين آدم گفت : بار خدايا پيش از من بر صورت من خلقى آفريدى ؟ - گفت : نه ، گفت : اينان كه‌اند ؟ - گفت : فرزندان تواند و اگر نه ايشانندى « 3 » ترا خود نيافريدمى ، گفت : بار خدايا گرامى بندگانند بر تو ، گفت : اى آدم اين نامها يادگير تا در وقت درماندگى مرا به اين نامها بخوانى تا بفريادت رسم آدم آن نامها ياد گرفت چون آن ترك مندوب كرد خواست تا از آن توبه كند و مثل آن ثواب فوت شده را دريابد گفت : بار خدايا بحقّ محمّد و علىّ و فاطمة و الحسن و الحسين الّا تبت علىّ ؛ بحقّ اين نامها و بزرگان توبهء من قبول كنى

--> ( 1 ) - - در نسخهء قديمى « عطسه داد » و در ابو الفتوح « عطسه فرود آمد » . ( 2 ) - - اشباح كالبدها . ( 3 ) - - كذا در نسخهء قديمى و در تفسير ابو الفتوح ليكن در ساير نسخ « و اگر نه ايشان بودندى » .