أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

44

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

باظهار ايمان و ابطان كفر چون مثل استضائهء كسى باشد كه آتش افروزد پس تشبيه فعل است بفعل ، و گفته‌اند : كه مراد به « واحد » جمع است بدليل قوله تعالى : « ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ » در اوّل آيه اثبات آتش كرد ، و در آخر گفت : ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ ، چون نور بشود آتش نباشد ، بدانكه آتش مشتمل است بر دو وصف يكى احراق و يكى نور ، يكى سبب منفعت و يكى سبب مضرّت ؛ حق تعالى باز نمود كه من از ايشان سبب منفعت ببردم و سبب مضرّت بگذاشتم تا از هر دو وجه بر طرف خسارت باشند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 18 ] صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ ( 18 ) حق جلّ و علا پيغمبر خود را تسلّى مىكند و دلخوشى ميدهد و ميگويد : اى محمّد دل در ايمان ايشان مبند كه ايشان در آن مقام نيستند كه ايمان آورند ايشان كران و گنگان و كورانند چنان كه از كر و گنگ و كور هيچ نيايد از اينان نيز هيچ نيايد اختيار ايمان نكنند و از اين كفر و كافرى خود باز نگردند ؛ نه آنست كه چشم و گوش و زبان ندارند ؛ دارند امّا چون حق نميشنوند و حق نمىبينند و حق نميگويند و بآلت بينائى و شنوائى و گويائى انتفاع نميگيرند پندارى كه ايشانرا اين آلات نيست چنان كه گفت : « لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 19 ] أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ( 19 ) يا حال و صفت اين منافقان چون حال و صفت جماعتى است كه ايشان ببارانى از آسمان گرفتار باشند كه آن باران مشتمل بود بر تاريكى و بر رعد و برق و آتش ؛ از سختى آوازهاى رعد انگشتان خود در گوشهاى خود ميكنند از ترس و بيم مردن و هلاك شدن و خداى تعالى محيط است بكافران يعنى همه در قبضهء قدرت اويند اگر خواهند كه از قبضهء قدرت او بيرون روند نتوانند كه او هلاك كنندهء كافران است از ابن مسعود روايت است كه دو مرد منافق از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بگريختند بارانى سخت بايشان رسيد چنان كه خداى عزّ و جلّ ذكر كرد ايشان در آن تاريكى و ابر و باران متحيّر فرو