برهان الدين محقق ترمدى
54
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
ايده بر من سر ده [ 1 ] انگشتگزان * و آن گفته سخنهاى منش ياد آيد فرمود كه چون [ 2 ] لهو و لعب خواند اين جهان را تا ازينجا بيرون نشده است از لعب بيرون نشده است حكم مرد آنگاه گيرد رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ « 1 » اسلام دور دورست ما نيز همچنين پنداشتيم كى اينها مىپندارند كه اسلام همين رنگ و بوى است اين قوم را نيز خوش نيايد از ما زيرا كه جنسيّت نباشد و به غير جنس نظر كردن گفتهاند كه : « دل را كور كند [ 3 ] » ديدن غير جنس هر ساعتى مرگ بود ( فلانى پاكيزه است در وى هيچ پليدى و حسد و كين و آنها نيست و اين بسيار باشد در ميان دههزار كس يك كس چنين نيفتد ) [ 4 ] . نفس امّاره 123 را خلاف كردى خداى تعالى [ 5 ] با تو به صلح است با نفس صلح كردى با خداى به جنگ شدى كسى زن را امام سازد 124 نه مسلمانى و نه [ 6 ] كافر اگر گويند : « كار كن » گويد : « من كار مىكنم » گويند : « پس اثرش كو » گويد : « تا [ 7 ] كار كنم » . به مارماهى مانى 125 نه اين تمام و نه آن * منافقى چه كنى مار باش يا ماهى بر بنده واجب نيست 126 كه خود را نيست كند [ 8 ] و بعدم برد او به خود [ 9 ]
--> ( 1 ) - سل : سر زده و انگشت ( 2 ) - سل : حق تعالى چون ( 3 ) - سل : گرداند ( 4 ) - سل : عبارت بين ( ) افتاده است . ( 5 ) - سل : نفس را خلاف كردى حق تعالى ( 6 ) - سل : نه مسلمان بود و نه ( 7 ) - سل : باش تا ( 8 ) - سل : گرداند ( 9 ) - سل : به خودى خويش ( 1 ) - قرآن كريم ، النور / 37