برهان الدين محقق ترمدى
34
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
اندرون مرا [ 1 ] و بنگرد گويد : « اين بيچاره مستحقّ است كه او را ديدار باشد و او را چنين روزى باشد » . كلك را تا نتراشى و نشكافى و سر نزنى كاتب آن را در دست نگيرد مجاهده به منزلت آنست ( كى ) [ 2 ] اكنون چون تمام كرد [ 3 ] و سر قلم بزد [ 4 ] لايق دست دبير شد [ 5 ] و ما الاحسان الّا بالاتمام 84 [ 6 ] مجاهده چون تمام شود بين اصبعين من اصابع الرّحمن 85 گردد تا هرچه از آنجا برون [ 7 ] مىآيد گفتهء دبير بود دبير آن قلم حضرتست اعوذ بفعل باشد معتبر همچنانك لشكر عدو مىآيد و قلعهء است كه در آن بايد [ 8 ] گريخت اكنون اعوذ همچنان [ 9 ] باشد كه من در قلعه پناه مىآورم [ 10 ] اگر صد سال اين كلمه مىگويد تا در نه آيد هيچ وى را اين گفتار سود ندارد و از زخم دشمن باز ندارد . عالم بىعمل بترست از جاهل بىعمل پيش من ، او بارى بگويد [ 11 ] : « اگر بدانستمى چنين نكردمى » دو شهرست كى منزلست يكى شهريست پرفاقه و محنت و شكنجه و دگر شهريست پردولت و پرعطا تو راه هر دو را آموختى [ 12 ] و ليكن راه شهر پرشكنجه [ 13 ] مىروى از در جامه ضرب كردن 86 باشد [ 14 ] همچون بانگ جوزست تا درستست جوز ، بانگ با ويست چون جوز
--> ( 1 ) - سل : ما را ( 2 ) - سل : ندارد . ( 3 ) - سل : شود ( 4 ) - سل : بزند ( 5 ) - سل : باشد ( 6 ) - سل : بالتمام ( 7 ) - سل : بيرون ( 8 ) - سل : آن قلعه بايد ( 9 ) - سل : همچنين ( 10 ) - سل : مىگيرم ( 11 ) - سل : مىگويد ( 12 ) - سل : هر دو آموختى ( 13 ) - سل : تو راه شكنجه ( 14 ) - سل : همينكه از در درآمدى جامه ضرب كردن جامه باشد . ظ : جاى ضرب كردن