برهان الدين محقق ترمدى
18
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
با تو من خوب و زشت را چه كنم * چون تو هستى بهشت را چه كنم [ 1 ] عيسى روح 46 گرسنه است چو زاغ * خر او مىكند ز كنجد كاغ چون تو خر را پرورى [ 2 ] علم هم از خر بايد جستن بنگر كه خر را چه علم باشد . دام 47 بلاست آنچ تو مىخوانيش دلست * ديك هواست آنچ تو مىخوانيش سرست [ 3 ] علم علم معرفت است اگر هيچ چيز [ 4 ] نشناسى و خود را بشناسى و دانى عالمى و عارفى و اگر خود را نشناسى آنهمه علمها كه تو دانى ترا [ 5 ] چه سود أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ « 1 » اصحاب صفّه 48 و عارفان و محقّقان چنين مىگويند [ 6 ] كه : « اين بيمار را صفر است روغن زيان دارد يا گرمى است حلوا زيان دارد خواه گو حلوايى غصب باش خواه حلواى خريده » . ملك را [ 7 ] پرسيديم كه اين چرا مىخورى بدين حاجت دارى گفت : « نه همين كه خوشم مىآيد » [ 8 ] اين عين زيان و ظلمت [ 9 ] باشد . در تو دو درست يكى سوى دوزخ يكى سوى بهشت اكنون رياضت آنست كه بىحاجت در دوزخ مگشا ( چون ايمان شهرست قوى نگه بايد داشت تا ترا از شهر ايمان نبرد و در شهر كفر و معصيت نكند كه عين مخنّثى
--> ( 1 ) - سل : ندارد . ( 2 ) - سل : پروردى ( 3 ) - سل : تو مىدانيش دلست ( 4 ) - سل : چيز را ( 5 ) - سل : علمها ترا ( 6 ) - سل : مىفرمايند ( 7 ) - سل : خريدهء ملك ( 8 ) - سل : طفل خرما دوست دارد صبر فرمايد حكيم ( 9 ) - سل : ظلمت و زيان ( 1 ) - قرآن كريم ، مريم / 59