أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

668

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

آقاى بكائي در مجلّهء « آينهء پژوهش » منتشر كرده‌اند ، نگريست . ( 2414 ) 379 / 8 « امّهانى » . كتابتى كهن و شگفت است از : امّ هانى ؛ سنج : تفسير شيخ ابو الفتوح - قدّس سرّه - ، چ شعرانى ، ج 7 ، ص 166 . ( 2415 ) 379 / 11 « بياورد » . در دستنوشت : « بياور در » ! ( ظاهرا در آغاز بجاى « من وضو . . . » ، بوده : « رسول وضو ساخت » ، كه بعد تغيير داده شده و اين « ر » از عبارت تغيير يافته باقى است ) . ( 2416 ) 379 / 14 « دابّه‌ايست » . در دستنوشت : « دابّهءايست » . ( 2417 ) 379 / 15 « برش » . بنگريد به پيشگفتار . ( 2418 ) 380 / 1 « چون برق » . در جايگاه « چون » در دستنوشت آسيب‌ديدگيى هست كه راه نمىدهد تا از قرائت خويش بىگمان باشم . ( 2419 ) 380 / 1 و 2 « مى . . . » . احتمالا : « مىكرد » . ( 2420 ) 380 / 4 « شموسى » . حركات ش و ميم از خود دستنوشت است . ( 2421 ) 380 / 7 « عرق برانداخت » . در تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ( چ شعرانى ، ج 7 ، ص 168 ) : « خوى بريخت از حيا و شرم » . ( 2422 ) 380 / 7 « . . . باز دوسيذ » . در تفسير شيخ ابو الفتوح - قدّس سرّه - ( چ شعرانى ، ج 7 ، ص 168 ) : « . . . تا نزديك آن بود كه شكم بر زمين نهد . » . ( 2423 ) 380 / 18 و 19 « بازدوسيدن » را در مقدمهء مصحّح ببينيد . « التفات كردتى » . در دستنوشت : « التفات [ ؟ ! ] كردتى » . ( 2424 ) 380 / 23 « پس رسول براند . . . » . چنين است در دستنوشت ؛ و - چنان كه مىبينيد - حكايت ماجرا به گونهء روايت در بارهء « سوم شخص » تبديل شده است . ( 2425 ) 380 / 26 « و ما أنفقوا . . . » . در قرآن كريم ( سورهء سبأ / 39 ) مىخوانيم : « وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ » . ( 2426 ) 381 / 11 « آيند » . در دستنوشت ، ( ظ . ) نخست ، « آيذ » بوده است ، سپس به « آيند » بدل گرديده . ( 2427 ) 381 / 11 « باشند » . در دستنوشت : « باشذ » .