أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

629

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 1859 ) 181 / 25 و 26 « ذق . . . الكريم » . الدّخان / 49 . ( 1860 ) 182 / 15 « آله - . . . » . اين جايگاه بتمامى در عكس ما ناخواناست ؛ و لفظ « آله » را هم بحدس ضبط كرده‌ايم . ( 1861 ) 182 / 17 « ( ما ) » . اين « ما » هم با أفعال بعدي سازگارى ندارد و هم نامحتمل نيست كه افزوده باشد ؛ زين روى ميان كمانكان جايش داديم . ( 1862 ) 182 / 19 « عاتى » . « عاتى : از عتو . متكبر و از حد در گذرنده . ( آنندراج ) . مردى درشونده در فساد كه پند هيچكس نپذيرد . ( مهذّب الأسماء ) . » ( لغتنامهء دهخدا ) . ( 1863 ) 182 / 20 « ستنبهء » . عكس چندان روشن نيست ؛ اميدوارم درست خوانده باشم . « ستنبه » : در برهان قاطع ( ص 1100 و 1101 ) مىخوانيم : « بكسر أول بر وزن شكنبه ، مردم درشت و قوى هيكل و دلير را گويند - و صورتى را نيز گفته‌اند كه از غايت كراهت و زشتى طبع از ديدنش رمان و هراسان باشد - و . . . » . ( 1864 ) 182 / 25 و 26 « هست » . « جهت . . . » . اين جايگاه چندان خوانا نيست ؛ به سنجش و گمان ضبط گرديد . ( 1865 ) 183 / 7 « تا اجل مسمّى » . اين جايگاه كاملا روشن نيست . در ضبط چندى به سنجش و گمان تكيه كرديم . ( 1866 ) 183 / 10 « كى بآخرة » . از اين بهره جز اندكى آشكار نمىباشد ؛ به گمان و سنجش ضبط شد . ( 1867 ) 183 / 20 « إليكم الكتاب » . تا آنجا كه از روى عكس ( و ترجمه ) مىتوان دانست در دستنوشت بجاى « إليكم » ، « اليك » آمده ! ( 1868 ) 183 / 24 « فرو آمذه است » . چنين مىباشد در دستنوشت ؛ و به معناى همان « فرود آمده است » مىباشد . ( 1869 ) 184 / 4 و 6 « [ . . . ] » ( هر دو مورد ) . در اينجا در دستنوشت نشانه‌اى هست نشانگر وجود مطلبى در حاشية ولى در حاشيهء عكس ما چيزى پيدا نيست . از راه احتياط ، اين دو چنگك و نقطة چين را نهاديم . ( 1870 ) 184 / 11 « من يضلّ » . دستنوشت : « به من ضلّ » . ( 1871 ) 184 / 19 « دينه » . در دستنوشت به فتح نون كتابت گرديده است . ( 1872 ) 185 / 7 « ولّوا الى . . . » . الأحقاف / 29 .