أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

626

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

مخالفت با عربيّت ، مايهء ديگرى است كه زمينهء شذوذ قرائت ابن سميفع را فراهم ساخته است . قرائت « كأسوتهم » به جاى « كسوتهم » ( مائدة / 5 / 89 ) ، « الأمّى » به جاى « الامّى » ( اعراف / 7 / 157 ) و « فعلّه » به جاى « فعله » ( أنبياء / 21 / 63 ) ، از نمونه‌هاى ناسازگارى قرائت او با دستور زبان و واژه‌شناسى متداول تازى است . نمونه‌هائى در قرائت وى دستياب مىگردد كه با لهجهء يمنى سازگار است . از جمله ابن سميفع « حصب » ( الأنبياء / 21 / 98 ) را « حضب » قرائت كرده كه واژه‌شناسان آن را از آن لهجهء يمنى شمرده‌اند . مخالفت با رسم الخطّ مصحف هم كه مىتواند مايهء شذوذ قرائت باشد ، به طور بارز در قرائت ابن سميفع وجود دارد . افزون بر اينها ، گاه روى تافتن ابن سميفع از قرائت مشهور سبب شده تا تركيب نحوى جمله و مفهوم آن دگرگون شود . نمونه را ، وى عبارت « . . . وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ » ( رعد / 13 / 43 ) را به ريخت « . . . وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ » خوانده است . ابن جزرى ، مقرى نامدار ( 751 - 833 ه . ق . ) ، در بارهء ابن سميفع مىگويد : حتى اگر ضعف سندي قرائت او ناديده گرفته شود ، عدول وى از قرائتهاى مشهور را نمىتوان ناديده گرفت . گفتنى است به گزارش ابن جزرى ، عبد الرّحمن اعرج ، ابن سميفع را از فصيح‌ترين مردم عرب شمرده است ؛ كه قولي است شگفت و انديشه برانگيز . ( تفصيل را ، نگر : دائرة المعارف بزرگ إسلامي ، ج 3 ، ص 711 و 712 ) . ( 1820 ) 172 / 1 « وقفت » ( هر دو مورد ) . دستنوشت : « وققت » . ( 1821 ) 172 / 16 « بر ايشان » . همانست كه در نثر روزنامه‌نگاشتى امروز « عليه ايشان » مىنويسند . ( 1822 ) 173 / 1 « ( 360 ) خزنه » . از درستى خواندن خويش ، بىگمان نمىتوانم بود . ( 1823 ) 173 / 7 « شريق » . چنين است حركتگذارى در دستنوشت ما ، و در تاج التّراجم ( ج 2 ، ص 645 ) : « شريق » . ( 1824 ) 173 / 13 « همهء قريش » . مصنّف - أعلى اللّه شأنه - ( ظ . ) « ساير » را به « همه » ترجمه كرده و اين اگر چه از چشم انداز واژه شناسى نادرست نيست ، با جايگاه سازگار نمىنمايد و چه بسا بايد نوشته مىشد : « ديگر قريشيان » ( تاج التراجم ، ج 2 ، ص 645 ) يا « باقى قريش » . ( 1825 ) 173 / 16 « متّهم » . چنين است در دستنوشت . ( 1826 ) 173 / 18 « حارث . . . نوفل » . در عكس ما چندان روشن نيست ؛ از قرائت بىگمان نتوان بود . ( 1827 ) 173 / 25 « خورشت » . اين لفظ در حاشيهء دستنوشت كتابت شده و دو حرف پايانى را به اعتبار سايگكى چنين ضبط كرديم .