أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
623
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 1797 ) 165 / 9 « تى » . « تى » : نام ديگر حرف تا ( لغتنامهء دهخدا ) . ( 1798 ) 165 / 12 « على ملك سليمان » . البقرة / 102 . در دستنوشت بجاى « على » ، « في » نوشته شده است ؛ شايد مصنّف - أعلى اللّه مقامه - بتعمّد چنين كرده و خواسته باشد نقل به معنا كند ؛ چون « على » را در اينجا به معناى « في » گرفتهاند ( نگر : مغنى اللّبيب ، ص 191 ) و مصنّف نيز خود چنين نظر دارد . بفرض كه چنين هم باشد ، إجمال و إيجاز ، در رسايى سخن إخلال مىكند - و العلم عند اللّه . به هر روى ، ما عبارت را مطابق مصحف شريف ضبط كردهايم . ( 1799 ) 165 / 13 « اوّلين خواندهاند بطريق جمع و . . . » . نگر : معجم القراءات القرآنيّة ، ج 2 ، ص 244 . ( 1800 ) 165 / 15 « آخران » . در دستنوشت : « آخرين » ؛ سنج با نسخه بدل شماره 4 ص 624 از ج 2 از « تاج التّراجم » . ( 1801 ) 165 / 21 « مطّلب » . چنين است در دستنوشت ؛ سنج : تاج التّراجم ، ج 2 ، ص 624 . ( 1802 ) 165 / 23 « با » . امروزه به جاى « با » در اينجا تنها « به » به كار مىبريم . ( 1803 ) 166 / 9 « باذان » . « باذام » يا « باذان » : ابو صالح ، مولاي امّ هانى است كه مفسّر و محدّث بود . غير منصرف است به سبب عجمه و علم ، و معرّب از « بادام » فارسى است . ( بگزينش و نگارش : از لغتنامهء دهخدا ) . ( 1804 ) 166 / 15 « مطّلب » . چنين است در دستنوشت ؛ نگر يادداشت ما را در نظير اين مورد اندكى قبل ازين . ( 1805 ) 167 / 12 « ملكا » . در دستنوشت : « ملك » . ( 1806 ) 167 / 16 « پديذ آيذ » . روشن است كه در اين گونه جايها ، احتمال قرائت « بديد » نيز - يعنى همانگونه كه كتابت مىشود - منتفى نيست . ( 1807 ) 167 / 18 « فرو فرستاذيم و ايمان نيارند » . بخشهائى از « فرستاذيم » در دستنوشت آسيب ديده و از قرائت خود نمىتوان بىگمان بود . ( 1808 ) 168 / 5 « بپوشيذمانى » . در دستنوشت حرف پس از « ش » ، نقطة ندارد . ( 1809 ) 168 / 12 « زهري بتشديد » . در دستنوشت « يد » نبوذ ؛ ما برافزوديم .