أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

600

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

وى به بحث در بارهء آن و ترجمه‌اش دست يازيده و متنش هم در رويه‌هاى 256 و 257 از دستنوشت بيامده ، بايد گفت : در آنجا ( رويهء 257 از دستنوشت ) « بالقضيّة » آمده ، نه « في القضيّة » ؛ نيز سنج : حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 66 . ( 1626 ) 134 / 4 و 5 « مراد ازين آنست كى روز قيامت خذاى - تعالى - قسّامى . . . » . در بارهء اين پرسمان و سپاردگى قسّامى بهشت و دوزخ به امير مؤمنان ، امام على بن ابى طالب - عليهما آلاف التّحيّة و الثناء - ، نگر : كشف اليقين ، تحقيق على آل كوثر ، صص 320 - 323 ( هم متن را و هم حواشي محقّقانهء آقاى آل كوثر را ) ؛ و : تحقيق حسين الدّرگاهى ، صص 303 - 305 . همچنين نگر : عمدة عيون صحاح الأخبار ، ابن البطريق ، ص 373 و 374 و 377 . ( 1627 ) 134 / 19 « . . از عبد اللّه . » در دستنوشت خطّى كشيده‌اند بر جزء دوم لفظ « عبد اللّه » كه تا بالاى جزء يكم ( : عبد ) نيز ادامه يافته . ظ . منظور قلم گرفتن لفظ بوده . شايد مىخواسته‌اند متن را بدين شكل بخوانيم : « حافظ روايت كنذ از عبد اللّه مسعود . گويذ : . . . » . ( 1628 ) 135 / 3 « يعنى : نقض . . . » . جايگاه واژه يكم ( : يعنى ) در دستنوشت ، ( ظ . ) آسيب ديده . به هر روى ، خواندن ضبط ، ما را دست نمىدهد . به سنجش و گمان ، چنين ضبط نموديم . از قبل هم ، از واژهء « ميثاق » حرف آخر و از « تعالى » دو حرف آخر در جايگاه آسيب ديدگى است و چيز زيادى پيدا نيست ؛ به هر روى گمان مىكنيم درست خوانده باشيم . ( 1629 ) 135 / 5 و 6 « و اتّقوا اللّه » . اين بهره از آيت شريف - بسهو - در دستنوشت ، نوشته نيامده بود ؛ از مصحف عزيز برافزوديم . ( 1630 ) 135 / 24 « للتّقاء النّار » . چنين مىباشد در دستنوشت با اين افزونى كه « تّ » مفتوح و « ر » مكسور است . ( 1631 ) 136 / 8 « وجدنا الصّالحين . . . » . اين بيت در : مجمع البيان ، ج 3 ، ص 261 ، و : تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ( چ شعرانى ) ، ج 4 ، ص 137 ، بيامده است . در اين مأخذ اخير ( تفسير شيخ ابو الفتوح - رحمة اللّه عليه - ) « وعدنا » ضبط گرديده . ( 1632 ) 136 / 10 « ان » . چنين مىباشد در دستنوشت . ( 1633 ) 136 / 14 « بدروغ بازداذند » . در اينجا « بدروغ بازدادن » ترجمه‌اى پارسى است از براى « تكذيب » تازى . مصنّف - أعلى اللّه مقامه - در كتاب ديگرش ، بلابل القلاقل ، نيز « بدروغ باز دادن » را به كار برده : « و آن بدروغ باز دادن و گردانيذن بوذ » ( دستنوشت بلابل ، رويهء 32 از عكس حاضر نزد اينجانب كه البتّه چند صفحه‌اى از آغاز آن هم شماره ندارد ) . ( 1634 ) 136 / 23 « بنى محارب » . حركت ميم در دستنوشت بيشتر به « زبر » مىماند ، بلكه به ظاهر « زبر » است .