أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

556

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 1274 ) 87 / 17 « اگر ما را مهلت داذتى » . « مهلت داذتى » ريخت كهنى است از فعل شرطي . ضمنا نگر : دستور تاريخي زبان فارسى ، ص 117 . ( 1275 ) 87 / 17 « اوليتر » . حركتها ( دست كم بجز زبر يكم ) ( ظ ) به همان قلم ثانى پيشگفته است . ( در بارهء اين تلفّظ ويژه پيشتر سخن گفته‌ايم ) . ( 1276 ) 87 / 20 « يظلمون » . قرائت مندرج در متن ما ، همين مىباشد . يادداشتى پيش ازين در اين مورد آمد . ( 1277 ) 78 / 20 و 21 « اندك و بسيار » . گزارش مفسّرانهء باريكى به دست داده است ؛ مىرساند كه هيچ ستمى ( چه اندك و چه بسيار ) بر ايشان نرود . « فتيل » ، « كنايت است از چيز اندك بر سبيل مبالغه » ( تفسير شيخ ابو الفتوح - عليه الرّحمة - ، چ شعرانى ، ج 3 ، ص 442 ؛ لفظ اوّل در متن چاپى : كنابت - ظ . غلط مطبعى است . ) . اگر ترجمهء لفظ به لفظ هم بىافزايش لفظي به دست داده شود ، مستعدّ « كژتابى » مىباشد . ( 1278 ) 88 / 4 « بيّت » . در دستنوشت ، به روشنى بر تاء ، سكون گذارده آمده . در مصحف متداول : « بيّت » . در بارهء اين اختلاف ، نگر : تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ، چ شعرانى ، ج 3 ، ص 448 . ( 1279 ) 88 / 4 « يقول » . چنين است در دستنوشت ( به ياء آغازين ) ؛ ضمنا نگر : معجم القراءات القرآنيّة ، ج 2 ، ص 149 . در مصحف شريف متداول : « تقول » . ( 1280 ) 88 / 8 « ردّوه » . در دستنوشت : « ردّوه » ؛ از روى قرآن كريم إصلاح گرديد . ( 1281 ) 88 / 15 « باشيذ » . در دستنوشت چنين است و ذال پارسى مكسور كتابت گرديده . ( آيا به سبب مؤخّر واقع شدن صفت ، فعل را به جاى موصوف مكسور كرده‌اند ؟ ) . ( 1282 ) 88 / 17 « گويند » . در عكس ما ، روشن نيست كه ضبط نسخه « گويد » است يا « گويند » . ( نغزك : فعل مفرد براى فاعل بيش از يك نفر در متنهاى قديم ديده شده است ؛ پس اين جايگاه دستنوشت خوراى ريزنگرى است . ) . ( 1283 ) 88 / 19 « اطّراد » . ضبط دستنوشت را عكس ما بروشنى جلوه نمىدهد ؛ شايد « اغّراد » ( ؟ ) يا ريختى ديگر هم قابل قرائت باشد . ما به سنجش و گمان ، « اطّراد » ضبط نموديم . ( 1284 ) 88 / 20 « شدّه » . چنين است در دستنوشت . شايد « شيّده » اگر مىبود ، بهتر مىبود .