أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
557
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
ضمنا براى آگاهى بيشتر در بارهء اين مادّهء لغوى از ديد مصنّف - عليه الرّحمة - ، شايد نگرش به : دستنوشت بلابل القلاقل ، رويهء 26 ( طبق شماره گذارى عكس ما كه در آغازش چند صفحه شماره ندارد ) ، بىسود نباشد . ( 1285 ) 88 / 20 « بالشّيد » . در دستنوشت : « بالشيدّ » . ( 1286 ) 89 / 10 « فرو گذاشتند » . « فرو گذاشتن » : رها كردن ، فرو گذاردن ، ترك كردن . انديشه كنم كه وقت يارى * در نيم رهم فرو گذارى ( نظامى ) يا بخت من طريق محبّت فرو گذاشت * يا او به شاهراه طريقت گذر نكرد ( حافظ ) ( به نقل از : لغتنامهء دهخدا ؛ با تلخيص ) . ( 1287 ) 89 / 11 « . . . « فمن نفسك » مىخوانذ - بفتح ميم - ، . . . » . اين قرائت از عائشه است ؛ نگر : معجم القراءات القرآنيّة ، ج 2 ، ص 147 . ( 1288 ) 89 / 15 « خذاى تعالى » . چنين است در دستنوشت ؛ اظهار اين تلفّظ مرجوح ، دست ما را در اعمال طريقهء مختارمان در سجاوندى بست . ( 1289 ) 90 / 1 « بيّت » . يادداشتى در بارهء اين قرائت پيشتر آمد . ( 1290 ) 90 / 6 « يقول » . در دستنوشت ، سازگار با ضبط مصحف متداول : « تقول » ؛ تغيير داديم در سنجش با ترجمهء فارسى و ضبط دستنوشت ، پيش از اين در نقل كامل عبارات قرآنى . از اين دو قرينه معلوم مىشود نظر مصنّف به قرائت « يقول » بوده است . ضمنا نگر : معجم القراءات القرآنيّة ، ج 2 ، ص 149 . « جز از » . در پارسى « جز » و « بجز » و « جز از » و « بجز از » را به يك معنا به كار بردهاند . فردوسى و ديگر پيشينگان « جز از » را اينجا و آنجا به كار بردهاند ، و گواه فراوان دارد . نمونه اينست : « جز از تو يكى داور ديگرست * كز انديشهء برتران برترست » ( فردوسى ) ( بيت به نقل از : لغتنامهء دهخدا ) . ( 1291 ) 90 / 6 « يبيّتون » . در دستنوشت : « يبيّتون » ؛ از روى قرآن كريم درست گردانيديم . ( 1292 ) 90 / 11 « فوّض » . چنين است در دستنوشت ؛ شايد قرائت به وجه ديگر با ظاهر ترجمهء پسايندهاش بيشتر بخواند .