أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

523

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 1064 ) 63 / 23 « زمخشرى » . « زمخشرى » : مراد أبو القاسم محمود بن عمر بن محمّد بن عمر خوارزمى زمخشرى ، دانشمند بزرگ علوم تفسيرى و حديث و نحو و لغت و معاني و بيان و جز آن است كه بيشترينهء آوازه‌اش به نگارش تفسير كشّاف مىباشد . « زمخشر » ديهى از خوارزم است و زمخشرى منسوب بدان . وى به 27 رجب 467 ه . ق . در اين ديه بزاد . در آغاز نوجوانى براى دانش آموختن به بخارا رفت . وى بخشى از دانش خود را در خوارزم از اديبى به نام أبو مضر محمود بن جرير ظبّى اصفهانى ( متوفّى به سال 507 ه . ) فرا گرفت و همو در اعتزال‌پيشگى شاگردش سخت موثر گشت ، شاگردى كه در تاريخ كلام اسلام به عنوان يكى از متكلّمان و مفسّران بزرگ معتزله نامبردار شد . زمخشرى دانش‌پژوهانه به مسافرت در بلاد عربى پرداخت و از جمله چندين بار به مكّهء معظّمه مشرّف گرديد تا نزد ابن وهّاس تتلمذ كند و از اينجاست كه او را پاژنام « جار اللّه ( : همسايهء خدا ) داده‌اند . وى را در اعتزالش متعصّب وصف كرده‌اند و اشعريان در برخورد با آثارش اين نكته را در نظر داشته‌اند . آنچه از ميراث مكتوب اين دانشمند ، نامش را جهانى كرده ، تفسيرنامهء نامىاش ، به نام « الكشّاف عن حقائق غوامض التّنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التّأويل » - يا به اختصار « الكشّاف » - است كه حتّى اشعريان آن را بدقّت و عنايت خوانده‌اند و ابن خلّكان در باره‌اش گفته : « لم يصنّف قبله مثله » . زمخشرى هر چه به پايان زندگانى نزديكتر شد بر زهد و پرهيز خويش افزود و از در ارباب دنيا روى گردانيد . سرانجام در شب عرفه به سال 538 ه . در جرجانيه در گذشت . وى - برغم بريده بودن يك پايش كه به سبب آن لنگان و با پايى چوبين راه مىسپرد - مردى پر جنب و جوش ، پركار ، پرنويس و پرسفر بوده . جز تفسير و الا پايگاه كشّاف ، آثارى چون ربيع الأبرار ، مقدّمة الأدب ، أساس البلاغة و . . . ازو برجاى مانده . چيرگى و استادى او در زبان و ادب تازى - كه بىگمان در دريف ائمهء ادب عرب جايش مىدهد ( هر چند كه اصالتا ايرانى و غير عربى زبان بوده ) - و طريقهء كلامى اعتزالىاش كه در تفسير قرآن مجيد بر مبناى آن حركت نموده ، اهمّيّت فوق‌العاده‌اى به تفسير او داده - و البتّه بيشتر در نظر اديبان و متكلمان . ( الكشّاف ، ج 1 ، صص « ه » تا « ط » ؛ و : آشنايى با علوم قرآنى ، نوشتهء دكتر على أصغر حلبى ، صص 54 تا 57 ؛ و : ميراث إسلامي ايران ، دفتر چهارم ، ص 623 و 624 ؛ و : قرآن‌پژوهى ، ص 179 و 180 ) . ( 1065 ) 63 / 23 « كشّاف » . تفسير كشّاف ، نگاشتهء زمخشرى ، از آوازه‌مندترين تفسيرنامه‌هاى إسلامي است . نام كامل كتاب ، « الكشّاف عن حقائق غوامض التّنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التّأويل » است . زمخشرى با صراحت تمام ، عقايد اعتزالى خود را در نگارش كشّاف به خرج داده ، به طوري كه تفسير كشّاف جامع‌ترين و عالىترين تفسيرنامهء قرآنى موجود بر بنياد باورهاى معتزله است . جلالت قدر اين تفسيرنامهء تا به مرزى است كه با وجود آن كه اهل سنت غالبا اشعرى مذهب‌اند و انديشه‌هاى اعتزالى را به ديدهء عيب و انكار مىنگرند ، اقبال فراوانى به اين كتاب ارجمند نموده‌اند . شيعيان هم به اين اثر توجّه بسيار كرده‌اند ، و نمونه را ، تفسير نگار كبير ، أمين الإسلام طبرسى - قدّس سرّه - ، چنان كه معروف است ، در نگارش