أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

520

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

نمونهء كاربرد « زن كردن » را در معناى لازم در اين جمله بنگريد : « امّا چون زن كنى ، طلب مال زن مكن » ( قابوس نامه ، ص 129 ) . ( 1043 ) 61 / 11 « او را مضرّت نمودى » . در تفسير شيخ ابو الفتوح - نوّر اللّه مرقده - مىخوانيم : « او را إضرار كردى » ( چ شعرانى ، ج 3 ، ص 345 ) . مصنّف - أعلى اللّه مقامه - ( ظ . ) « مضرّت نمودن » را برابر « إضرار » به كار برده است . ( 1044 ) 61 / 13 « كبيشه » . در مآخذ در ضبط اين نام اختلاف است . در مجمع البيان ( ج 3 ، ص 39 ) هم ريخت « كبيشة » آمده . ( 1045 ) 61 / 13 « معن » . در مآخذ در ضبط اين نام اختلاف است . در مجمع البيان ( ج 3 ، ص 39 ) هم ريخت « معن » آمده . ( 1046 ) 61 / 13 « الاسلت » . در مآخذ در ضبط اين نام اختلاف است ؛ نمونه را بنگريد به : تفسير القمي ، چ دار السّرور ، ج 1 ، ص 162 ؛ و : كنز الدّقائق ، ج 3 ، ص 358 . در مجمع البيان ، مثل دقائق التّأويل ، ريخت « الأسلت » درج شده . ( 1047 ) 61 / 14 « قيس » . در تفسير القمي ( چ دار السّرور ، ج 1 ، ص 162 ) و مجمع البيان ( ج 3 ، ص 39 ) و كنز الدّقائق ( ج 3 ، ص 358 ) ، نام اين پسر « محصن » آمده ؛ ولى در كشف الأسرار هم به ريخت « قيس » ، باز مىخوريم ( ج 2 ، ص 457 ) . ( 1048 ) 61 / 16 « نفقه » . حركات در دستنوشت ، ( ظ . ) از همان قلم ثانى است . ( 1049 ) 61 / 16 « و » . در خود دستنوشت روى واو ضمّه گذاشته شده ؛ اين از ويژگيهاى برخى نسخه‌هاى قديم است كه نشان دهندهء گونهء تلفّظى خاصّى است . شادروان استاد دكتر معين در فرهنگ فارسى نوشته‌اند : « و » عطف در پهلوى به صورت « u » تلفّظ مىشده و در قرون أولاي إسلامي نيز به همين صورت بوده و بعدها به صورت « o » در آمده . از سوى ديگر « و » عطف عربى ( va ) در فارسى تأثير كرده و در تلفّظ هرج و مرجى پديد آمده ، . . . ( ذيل « و » ) . آقاى دكتر هادى عالم‌زاده ، مصحّح و محشّى و معلّق « تاج المصادر » ، نكته‌اى نگريستنى در بارهء دستنوشت أساس تصحيحشان گوشزد مىكنند : واو عطف فارسى در همهء موارد به صورت « و » ( واو مضموم ) كتابت شده و از واو عطف عربى كه در همه جا به صورت « و » ( واو مفتوح ) نگارش يافته ، كاملا ممتاز است . ( تاج المصادر ، ج 1 ، ص صد و پنج ) . جز همين دستنوشت تاج المصادر - كه ذكرش بيامد - در دستنوشتهاى كهن ديگرى هم ، « و » ( واوى كه ضمّه روى آن نهاده شده ) ، آمده است . از جمله بنگريد به سورهء مائدة از قرآن كوفى كهن با ترجمهء استوار پارسى ( چ عكسى ) ، به اهتمام دكتر رجائي ، ص 3 .