أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

521

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 1050 ) 61 / 17 « فدى » . « فدى » : ممال فداء است . ( نگر : لغتنامهء دهخدا ، ذيل « فدى » . ) ( 1051 ) 62 / 11 « كراهيت » . چنين است در دستنوشت ( سنج : كليله و دمنه ، ص 81 ، حاشيهء مربوط به س 1 ) . ضبط نسخهء ما معلوم مىدارد تلفّظ اين كلمه با ياء مشدّد پيشينهء دراز دارد . ( 1052 ) 62 / 12 « الكره » . حركاتگذارى چنين است در دستنوشت و كاف به روشنى مضموم كتابت گرديده . نگر : ترتيب كتاب العين ، ج 3 ، ص 1570 ؛ و : ترتيب إصلاح المنطق ، ص 323 ؛ و : المختار من صحاح اللّغة ، ص 450 . نيز نگر : الرّائد ، ذيل « كره » . ( 1053 ) 62 / 18 « لا تأكلوا » . در دستنوشت در نقل نصّ كامل آيت شريف ، كاتب « لا تأكلوا » ( طبق روال معمول نسخهء خطّى بدون كتابت « ء » ) نوشته ولى اينجا كه خواسته بهره‌اى از آيت را براى توضيح و تفسير بياورد ، كتابتى شگفت‌آور به كار بسته : الف پس از تاء را انداخته و « ت » را به « ك » پيوسته و روى « ت » يك همزه گذاشته ! ( 1054 ) 62 / 21 « منصوب مىنهذ » . معناى « نهاذن » را در نضير اين كاربرد ، پيشتر ، در همين سلسله يادداشتها توضيح داده‌ايم . ( 1055 ) 62 / 21 « التجارة تجارة » . در دستنوشت با قلمى كه ماننده به قلم اصلى متن است ، روى « التّجارة » خطّى كژ ( گ . به نشانهء قلم گرفتگى ) كشيده شده . ضبط متن ما را سنج با : تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ، چ شعرانى ، ج 3 ، ص 369 ؛ و : مجمع البيان ، ج 3 ، ص 59 . ( 1056 ) 62 / 23 « شرى » . اگر نه هر دو كسره ، ( گ . ) كسرهء يكم به قلم ثانى پيشگفته است . ( « الشّرى و « الشّراء » : خريدن و فروختن . ( از : تاج المصادر ، ج 1 ، ص 188 ) ) . « شرى » : ممال « شرى » . « تو همى خواهى كه پنجم‌شان شوى * احتياطى كن درين بيع و شرى » ( انورى ) « وى بسا كس رفته تا هند و هرى * او نديده جز مگر بيع و شرى » ( جلال الدّين محمّد بلخى ) ( با بهره‌جويى از : لغتنامهء دهخدا ) . ( 1057 ) 62 / 24 « مكشيذ » . چنين است در دستنوشت - به سكون كاف . پيش از اين هم به چنين تلفّظى در متن بازخورديم و خوانندهء ارجمند را بدان توجّه داديم - با اين تفاوت كه در آنجا « بكشند » آمده بود .