أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

454

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

نمىشود ؛ به گمان ضبط كرديم . ( 571 ) 24 / 2 « حال بر وى شوريذه گشت . » . « شوريدن حال » : بر هم خوردن أوضاع ، نابسامان شدن وضعيّت ، منقلب شدن احوال ، پريشان شدن ، زير و رو شدن موقعيت و روزگار . ( نيز نگر : لغتنامهء دهخدا ) . عبارت متن ( : « حال به روى شوريذه گشت » ) ، يعنى موقعّيت وى برهم خورد و أوضاع برايش نابسامان شد . ( شايد همچنين بتوان گفت : حالش منقلب و روانش پريشان گشت ؛ يا : جمع هر دو معنا ) . ( 572 ) 24 / 3 « خذاى خوذ را » . « را » در دستنوشت بكمال روشن نيست . ( 573 ) 24 / 5 « بطريق » . ( گ . ) مىتوان گفت معادل امروزىاش « به عنوان » مىباشد . يعنى : اين راه ننمودن عقوبتي است براى ايشان . ( 574 ) 24 / 7 و 8 « بدروغى كى بر وى گفته باشند » . منظور از « دروغى كى بر وى گفته باشند » ، ظاهرا « چيزى است كه بدروغ به وى نسبت داده باشند » ؛ به عبارت ديگر « آنچه كه از وى سر نزده باشد ولى بدروغ گفته باشند ازو سر زده » . به نظر مىرسد سياق سخن را مصنّف به تأثّر از تازى چنين ترتيب داده باشد ؛ چنان كه در القاموس المحيط ( ج 1 ، ص 315 ) مىخوانيم : « بهته : . . . قال عليه ما لم يفعل » . نيز نگر : المختار من صحاح اللّغة ، ص 48 . ( 575 ) 24 / 15 « ميان » . در دستنوشت چندان روشن نيست . به صحّت قرائتم يقين ندارم . ( 576 ) 24 / 16 « ا رأيت » . در دستنوشت ، چندان روشن نيست . به درستى قرائتم يقين ندارم . ( 577 ) 24 / 17 « و دال برين معنى » . در دستنوشت ، چندان روشن نيست . از قرائتم مطمئن نيستم . ( 578 ) 24 / 17 « سيقولون للّه » . المؤمنون / 87 و 89 . ( 579 ) 24 / 18 « قل من » . المؤمنون / 86 و 88 . ( 580 ) 24 / 19 « گفته‌اند : كاف » . در دستنوشت ، چندان روشن نيست ؛ به قرائتم اطمينان ندارم . ( 581 ) 24 / 20 « عطف است بر » . جايگاه « بر » در دستنوشت چندان روشن نيست ؛ به قرائتم اطمينان ندارم . ( 582 ) 24 / 20 « كذلك الله يحيى الموتى » . ظاهرا قائل يا مصنّف را سهوي دست داده است . در سورهء بقره دو جا واژهء « الموتى » به كار رفته است :