أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
پيشگفتار 53
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
يا : از آن روز باز كى خذاى - تعالى - او را بر دوزخ گماشته است . . . ( دستنوشت ، رويهء 761 ) . نهادن « نهادن » در دقائق التّأويل در يكى از معاني ديرين و تقريبا فراموش شدهاش به كار رفته و آن « پنداشتن ، انگاشتن ، تصوّر كردن ، فرض كردن ، محسوب داشتن ، گرفتن » 123 است . ابو ريحان در التّفهيم مىنويسد : « سطح طول است و عرض بس ، و از جسم بيك بعد كمتر است و آن عمق است زيرا كه اگر عمق نيز بودى جسم بودى و ما او را نهايت جسم نهاديم كه جسم به دو مىسپرى شود » . 124 ؛ و همچنين « اگر خطّ را پهنا بودى سطح بودى و ما او را نهايت سطح نهاديم نه سطح . » 125 اين كاربرد « نهادن » تا روزگاران متأخّر نيز ديده مىشود ؛ چه ظهورى مىسرايد : عشوهء پركار در كار ظهورى مىكنى * ساده لوح است اندكى بسيار نادانش منه 126 خواجه آنجا كه فرموده : المنّة للّه كه چو ما بىدل و دين بود * آن را كه خردپرور و فرزانه نهاديم 127 همين معنا را اراده نموده است . ظاهرا بعضى مستنسخان دقيقهء لغوى را در نيافته يا دشوار يافتهاند و مصراع دوم را چنين ساختهاند : « آن را كه لقب عاقل و فرزانه نهاديم » . اين ضبط اخير همانست كه از راه دستنوشت أساس تصحيح مرحوم قزوينى ، به تصحيح وى راه يافته است ؛ 128 و آقاى ه . ا . سايه نيز در تصحيح خويش برگزيدهاند ؛ 129 و به زعم راقم اين سطور ، مرجوح است . فردوسى بزرگ نيز در آغاز شاهنامه ، « نهادن » را در همين معناى ديرينه به كار برده است . مىسرايد : حكيم اين جهان را چو دريا نهاد * برانگيخته موج ازو تند باد چو هفتاد كشتى برو ساخته * همه بادبانها برافراخته يكى پهن كشتى بسان عروس * بياراسته همچو چشم خروش محمّد به دو اندرون با على * همان اهل بيت نبى و ولى . . . 130