أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

پيشگفتار 54

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

در اينجا فردوسى مىگويد كه شخص حكيم اين جهان را چون دريائى فرض مىكند موج زن كه هفتاد كشتى بادبان افراخته ( / كنايه از فرقه‌هاى إسلامي ) بر آن روان است و در اين ميان « يكى پهن كشتى بسان عروس . . . » . 131 برخى « حكيم » را در اينجا « خداوند حكيم » و « نهادن » را « خلق و آفرينش » پنداشته‌اند كه ناشى از عدم تفطّن به دقيقهء واژگانى و زبانى متن است . در اينجا برخى از ديگر واژگان خورند رويكرد كتاب را - فهرست‌وار - بر مىشماريم : - به دروغ باز دادن ( تكذيب كردن ) ( دستنوشت ، رويهء 351 ) . - عجب ( شگفت‌آور ) ( دستنوشت ، رويهء 359 ) . - بر ايشان ( عليهم ، بر ضدّ ايشان ) ( دستنوشت ، رويهء 360 ) . - بزرگ آمدن حالتي بر كسى ( دستنوشت ، رويهء 364 ) . - خوش‌عيشى ( دستنوشت ، رويهء 367 ) . - إيثار كردن ( ترجيح دادن ) ( دستنوشت ، رويهء 373 ) . - بىكارى ( لهو ) ( دستنوشت ، رويهء 375 ) . - كنار كنار ( دستنوشت ، رويهء 392 ) . - بىكار ( بيهوده ) ( دستنوشت ، رويهء 413 ) . - جمندگان ( جنبندگان ، دواب ) ( دستنوشت ، رويهء 429 ) . - رأى بودن چيزى ( دستنوشت ، رويهء 446 ) . - ترس كار ( متّقى ) ( دستنوشت ، رويهء 451 ) . - انديشناك ( دستنوشت ، رويهء 453 ) . - ترسكارى ( پرهيزگارى ) ( دستنوشت ، رويهء 476 ) . - برگ چيزى ساختن ( دستنوشت ، رويهء 491 ) . - بسودن ( دستنوشت ، رويهء 517 ) . - اشدّتر و اشق‌تر ( دستنوشت ، رويهء 521 ) . - بازيدن ( دستنوشت ، رويهء 541 ) . - چميدن ( دستنوشت ، رويهء پيشگفته ) . - ويژه كردن ( اخلاص ) ( دستنوشت ، رويهء 560 ) . - سگاليدن ( دستنوشت ، رويهء 612 ) . - كار ساختگى ( دستنوشت ، رويهء 653 ) .