أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
446
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
پيش ازين در همين يادداشتها بدين تلفّظ پرداختهايم . ( 490 ) 20 / 8 « هزيمت كردند » . « هزيمت كردن » : شكست دادن و گريزاندن . « بو إسحاق را هزيمت كردند . وى بگريخت و مردمش بيشتر درماندند . » ( تاريخ بيهقى ) . ( لغتنامهء دهخدا ) ( 491 ) 20 / 9 « بشكستند » . در دستنوشت روى سين علامتي است بيشتر مانند « پيش » كه شايد بتوان سكون هم شمرد . « شكستن » : شكست دادن ، مغلوب كردن . « به يك زمان سپه بيكرانه را بشكست * شكستگان را بگرفت و جمله داد أمان » ( فرّخى ) « در تو آن مردى نمىبينم كه كافر بشكنى * بشكن از مردى هواى نفس كافركيش را » ( شايد هم : از مردى ) ( سعدى ) ( نقل گزينشگرانه از : لغتنامهء دهخدا ) . ( 492 ) 20 / 9 « هزم الشيء كسره » . در دستنوشت فتحه به جاى هاء بر ميم است . در المعجم الوسيط مىخوانيم : « هزم . . . - هزما ، و هزيما : . . . . » نيز نگر : تاج المصادر ، ج 1 ، ص 152 . ( 493 ) 20 / 12 و 13 « پيغمبر » ، « بوذ » . در دستنوشت چندان روشن نيست - به ويژه « بوذ » . ( 494 ) 20 / 13 « در بعضى تفسير نقل كردهاند » . ظاهرا معنا اين مىشود كه : در بعضى تفاسير نقل كردهاند . به گمان نگارنده « بعضى » در اينجا مفيد همان معناى « پارهاى ، تعدادى ، چند » است . شايد چون مصنّف - قدّس سرّه - آن را به معناى « چند » آورده ( ؛ در چند تفسير نقل كردهاند ) ، لفظ « تفسير » را مفرد آورده است . شايد هم لفظ ، « تفاسير » است و در يك ريخت إملائي ويژه با الف كوتاه بدين ريخت كتابت گرديده - چنان كه مانندهء اين را در « بلابل القلاقل » مىبينيم : « در بعضى تفاسير نقل كردهاند » ( رويهء 164 و 179 در عكس ما از دستنوشت بلابل القلاقل ) . ممكن است گروهى بپندارند در اينجا « بعضى » - چونان « بعضى » در تازى - به معناى يكى و واحد است ؛ ليك سياق عبارت اين احتمال را رد مىكند - و اللّه أعلم . ( 495 ) 20 / 14 « و او را گفته » . اگر هم در دستنوشت بعد از « گفته » ، لفظ « بوذ » آمده است ، بنده نمىتوانم رؤيت كنم . به ريخت كنونى اشكال نحوى ندارد و « بوذ » به قرينهء « بوذ » پيشين حذف شده است . حذف فعل به قرينه ، در نگارشهاى كهن فراوانست . سعدى نوشته است :