أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

432

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

« نبايست دادن به رنجور قند * كه داروى تلخش بود سودمند » ( سعدى ) ( لغتنامهء دهخدا ) ساخته شده از « رنج » و پسوند « ور » ( ur ) . سنج : مزدور ، گنجور . برخى پسوند اين واژه‌ها را همان « ور » دانسته‌اند كه چنين تلفّظ شده است ( نگر : كليله و دمنه ، ص 248 ، ح 11 و لغتنامهء دهخدا ذيل « رنجور » ) . ( 377 ) 15 / 14 « به روزه داشتن » . به صحّت قرائت « ب » ى آغازين از روى عكس دستنوشت ، اطمينان ندارم . ( 378 ) 15 / 15 و 16 و 17 « طعام » ، « فدية » ، « بدل » . در عكس دستنوشت ، چندان روشن نيست . ( 379 ) 15 / 20 « قول مجاهد » . در دستنوشت ، بر روى لام ، زبر گذاشته شده است . ( 380 ) 15 / 22 « ميان . . . و . . . جمع كنذ » . يعنى : هر دو را انجام دهد ، به هر دو بپردازد . ( 381 ) 16 / 2 « امّا آنك » . جايگاه « آنك » در كنار كاغذ ( گ . در ترميم يا صحّافى ) پوشيده شده است . ما اين لفظ را به ضرورت معنا آورديم . ( 382 ) 16 / 4 « از هلاك فرزند انديشد » . « انديشيدن از چيزى » : ترسيدن و بيم كردن از چيزى ، خوف داشتن بر چيزى : « دلاور كه ننديشد از پيل و شير * تو ديوانه خوانش مخوانش دلير » ( فردوسى ) « ز بس عدل و ز بس داد ، چنان كرد جهان را * كه از شير نينديشد در بيشه غزالى » ( فرّخى ) ( نگر : لغتنامهء دهخدا ) . ( 383 ) 16 / 5 « روزه ( 24 ) » . درست روشن نيست كه پس از روزه و پيش از پايان سطر صفحهء 24 از دستنوشت ، لفظ ديگرى هم كتابت گرديده است يا نه ؟ ( 384 ) 16 / 5 « از نفس خود انديشند » . در دستنوشت اين بهره چندان روشن نيست ؛ با به حدس و تناسب معنائى اين عبارت را بدين ريخت ضبط كرديم . ( 385 ) 16 / 6 « ابن عمر » . « ابن عمر » : منظور عبد اللّه بن عمر بن خطّاب است . وى از صحابه بود . مدّت 6 سال در اسلام فتوى داد . به سال 73 ه . ق . مرد . ( لغتنامهء دهخدا ، نقل بتلخيص ) .