أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

433

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 386 ) 16 / 6 « شافي » . چنين است در دستنوشت . ( 387 ) 16 / 8 « مذهب خاندان » . على الظّاهر مراد ، « مذهب اهل بيت - عليهم السّلام » است . حافظ لفظ « خاندان » را به معناى « اهل بيت رسول اللّه » ( صلوات اللّه و سلامه عليهم أجمعين ) به كار برده است : حافظ اگر قدم زنى در ره خاندان به صدق * بدرقهء رهت شود همّت شحنهء نجف ( ديوان حافظ ، تصحيح قزوينى - غنى ) ( در برخى نسخ « خاندان عشق » درج شده است . ) امّا در بارهء اين كه حكم ياد شده در متن را به « اهل بيت » ( عليهم السّلام ) نسبت داده است بنگريد به : كتاب الخلاف ، شيخ الطّائفة ابى جعفر محمّد بن الحسن الطّوسى ( قدّس سرّه ) ، الجزء الثّانى ، ص 196 و 197 ؛ نيز : مختلف الشّيعة ، العلّامة الحلّى ، الجزء الثالث ، ص 412 ؛ همچنين : الرّوضة البهيّة في شرح اللّمعة الدّمشقيّة ، الجزء الأوّل ، ص 151 . ( 388 ) 16 / 9 « مالك » . « مالك » : ابن انس بن مالك الأصبحي الحميري مكنى به ابو عبد اللّه ( 93 - 179 ه . ق . ) ، پيشواى مذهب مالكى ، از مذاهب چهارگانهء اهل سنّت ، است . به درخواست منصور عبّاسى الموطّأ را تأليف كرد . از تأليفات ديگرش تفسير غريب القرآن است . ولادت و وفاتش در مدينه رخ داده است . ( لغتنامهء دهخدا ، نقل بتلخيص و تصّرف ) . گفته شده است : وى . . . به عكس ابو حنيفه به أحاديث و سنن و اطّلاع از آنها و استناد بدانها رغبت وافر داشت و احكام خود را با توجّه به آيات و أحاديث و سنن رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و صحابه و اجتماع امّت صادر مىنمود . ( فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، اعلام ، نقل با تصرّف ) . ( 389 ) 16 / 9 « اوزاعى » . در هدية الأحباب چنين معرّفى شده است : « عبد الرّحمن بن عمرو امام اهل الشّام و كان يسكن بيروت توفّى سنة 157 [ ه . ق . ] . . . و قبره في قرية على باب بيروت . » ( ص 116 ) . گفتنى است : « كتاب السنن و كتاب المسائل ، هر دو در فقه ، از اوست . نسبتش به قبيلهء اوزاع ، و به قولي به محلّه‌اى از دمشق به نام اوزاع ، مىرسد » ( لغتنامهء دهخدا ، نقل به تلخيص ) . ( 390 ) 16 / 11 « خرف » . در دستنوشت ، حركت گذارى ، شايد به قلمى متأخّر باشد . « خرف » : واژه‌اى است « تازى نهاد » به معناى : پيرى كه عقلش تباه شده باشد . ( منتهى الارب ) آنكه هيچ چيز نداند كه چه گويد از پيرى . ( مهذّب الأسماء ) . بسيار فرتوت و بىعقل ( اسدى ) : « تو نيز اى بخيره خرف گشته مرد * ز بهر جهان دل پر از داغ و درد » ( فردوسى )