أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
384
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
خذاى - تعالى - ثنا گفت . گفت : شكر و سپاس خذا را كى با من سخن گفت بىواسطهء جبرئيل و فرعون را بر دست من هلاك گردانيذ و بنى إسرائيل را بسبب من نجاة داذ و از امّت من قومي آفريذ كى ايشان به حق راه ( 754 ) نموذند . پس داود خذا را ثنا گفت و گفت : شكر و سپاس خذا را كى مرا ملكي عظيم داذ و علم زبور مرا تعليم فرموذ و آهن بر دست من نرم كرد و كوهها مسخّر من گردانيذ تا با من تسبيح كردند و مرغانرا منقاد من ساخت و حكمت و فصل الخطاب مرا كرامت گردانيذ . پس سليمان - عليه السّلم - گفت : شكر و سپاس خذا را كى باذ مسخّر امر من گردانيذ و شياطين را مطيع من كرد تا هرچ من خواستم از محاريب و تماثيل و جفان 2436 كالجواب و قدور راسيات براء من ساختند و ملكي عظيم كى بعد از من بكس نداذ مرا داذ كى در آن حساب نبوذ و زبان مرغان مرا در آموخت . پس عيسى - عليه السّلم - گفت : شكر و سپاس خذا را كى مرا كلمهء خوذ ساخت و مثل من چون مثل آدم نهاذ « خَلَقَهُ 2437 مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » و حكمت و تورية و إنجيل مرا درآموخت و مرا قدرة داذ تا از گل صورة مرغى بساختم و در وى دميذم ؛ بفرمان خذاى - تعالى - مرغى شذ و بپريذ ؛ و مرا دمى داذ كى بدم من مرده زنده گشت و حكمتى داذ كى نابيناء مادرزاذ را بينا كردم و برص را دفع كردم و مرا پاك گردانيذ و به آسمان برد و مرا از شيطان رعايت فرموذ . پس من گفتم : شما همه ثنا بر خذا گفتيذ ؛ من نيز بر پروردگار خوذ ( 755 ) ثنا گويم ؛ پس گفتم : شكر و . . . . . . . 2438 گردانيذ و ببشارة . . . . . . . . . چيز در انست به من فرستاذ . . . . . . گردانيذ و ايشانرا امّتى وسط آفريذ . . . . . . . و وزر از من فرو نهاذ و ذكر من بلند گردانيذ و على را وزير من ساخت و مرا فاتح و خاتم كرد . إبراهيم - صلوات اللّه عليه - گفت : محمّد به اين فضايل از شما فاضلتر است . بعد از آن قدح سرپوشيذه نزد من آوردند ؛ قدحى آب بوذ ؛ مرا گفتند : بياشام . من اندكى از آن بياشاميذم . بعد از آن قدحى ديگر بدست من داذند ؛ گفتند : بياشام . اندكى از آن بازخوردم ؛ شير بوذ ؛ بعد از آن قدحى ديگر به من داذند ؛ گفتند : بياشام . آن قدح خمر بوذ . گفتم : نمىخواهم ؛ سيراب گشتم . جبرئيل گفت : اى محمّد ! صواب كردى ؛ زوذ بوذ كى خذاى - تعالى - خمر بر امّت تو حرام گردانذ و اگر تو از آن بياشاميذتى از امت تو به تو 2439 اقتدا نكردندى الا اندكى ، و اگر از آن آب سير آشاميذتى 2440 تو و امّت تو غرق شذتانى .