أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
383
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
نه . گفت : طور سينا است كى خذاى - تعالى - بران با موسى سخن گفت : پس پارهء راه ديگر برفتم ؛ جبرئيل گفت : فروذ آي و نماز كن . فروذ آمذم و نماز كردم . جبرئيل گفت : ميدانى كى كجا نماز كردى ؟ ( 752 ) گفتم : نه . گفت : بيت اللحم است كى عيسى - عليه السّلم - آنجا بوجود آمذ . بعد از آن برفتم تا به بيت المقدس رسيذم . چون آنجا رسيذم ملايكهء بسيار ديذم كى از آسمان فرو آمذه بوذند . بر من سلام كردند و مرا بشارة داذند بكرامت بسيار از حضرت خذاى - تعالى - ؛ پس مرا گفتند : سلام خذا بر تو باذ اى اوّل و اى آخر و اى حاشر ! جبرئيل را گفتم : معنى سخن ايشان چيست ؟ جبرئيل گفت : يعنى أول كسى كى زمين بر وى منشق گردد 2434 و از گور برآيذ تو باشى ، پس براذر تو على ، پس اولياء تو ، يعنى أيمة - عليهم السّلم - ، بعد از آن مؤمنان امّت تو ؛ و أول شفيع و مشفّع تو خواهى بوذ كى مؤمنان گناهكار را شفاعت كنى ؛ و آخر انبيا و رسل تويى ؛ و حشر به تو و امّت تو ظاهر شوذ - يعنى قيامت . پس برفتيم تا بدر مسجد رسيذيم . جبرئيل مرا از براق فرو آورد و براق را بر حلقهء در دربست بخطامى از خطامهاى . . . . . . و آن حلقهء بوذ كى أنبياء - عليهم السّلم - مركبهاء خوذ در آن بستندى ؛ و در حديثي كى ابى العاليه روايت مىكنذ آن حلقه بر درى بوذ كى در آن موضع أرواح پيغامبرانى بوذ كى خذاى - تعالى - ايشانرا بخلق فرستاذه بوذ ، از عهد آدم و إدريس و نوح تا بعيسى - عليهم السّلم . بر من سلام كردند ( 753 ) و مرا تهنيت كردند ، چنانك ملايكه كردند . گفتم : اى جبرئيل ! اينها كيستند ؟ گفت : إينان انبيااند ، برادران تو ؛ قريش پنداشتند كى خذا را شركا هست و يهود و نصارى پنداشتند كى خذا را فرزند است . ازين پيغمبران بازپرس كى خذايرا هيچ شريك هست ؟ چنانك خذاى - تعالى - در قرآن خبر داذ ، قوله : « وَ سْئَلْ 2435 مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ » . همه بربوبيّت خذاى - تعالى - اقرار كردند . پس جبرئيل انبيا را همه جمع كرد و ملايكه همه صف زذند . مرا در پيش داشت و گفت : نمازگزار . من امامت كردم . دو ركعت نماز بگزاردم . انبيا و ملايكه همه به من اقتدا كردند . پس انبيا بر خذاى - تعالى - ثنا گفتند . إبراهيم - عليه السّلم - گفت : شكر و سپاس خذا را كى مرا خليل خوذ گردانيذ و مرا ملكي عظيم داذ ؛ پس مرا امّتى قانت كرد و مرا از آتش نمروذ برهانيذ و آن را بر من سرد با سلامت گردانيذ . بعد از آن موسى - عليه السّلم - بر